معجزه قرآن......... Miracle of Quran
اعجاز ریاضی قرآن
پروفایل مدیر
قلب سلیم با تحقیق در اعجاز ریاضی قرآن دریافتم که اعجاز قرآن بر مبنای عدد 19، بازی و ریاضی و عددسازی نیست ****بلکه موارد غیر قابل انکاری از اعجاز ریاضی وجود دارند و مواردی مانند حروف مقطعه، تحدی، ضمانت الهی بر حفظ قرآن و اشاره به 19 در سورة مدثر(راز نهفته) کلیدهایی برای تحقیق بیشتر در این اعجاز هستند*****باشد که بدون دلیل و بیّنة، اعجاز و پیامهای آن را رد نکنیم. إن شاء الله. مهدی سلیمی؛ دارنده مدرک تحصیلی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی با درجه عالی از دانشگاه فردوسی مشهد.

طرح ریاضی ***بسم الله الرحمن الرحیم***

این طرح ریاضی مافوق توانایی بشر بر اساس تعداد کلمات، حروف و مقدار عددی حروفی است که چهار کلمه "بسم الله الرحمن الرحیم" را می سازند . اطلاعات لازم برای بررسی این سیستم در جدول مقابل جمع آوری شده است که می توانیم اصول زیر را بر مبنای عدد ۱۹ به دست آوریم
ادامه مطلب

قالب ریاضی نماز
  • با توجه به این که رکعات و قالب نماز در قرآن نیامده،آیا اعجاز ریاضی قرآن شامل نماز هم می شود؟
  • ادامه مطلب
شنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٢ :: ٦:٢۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : قلب سلیم

٧۴ بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ

به نام خدا، بخشنده ترین، مهربان ترین.

١:٧۴یٰأَیُّهَا المُدَّثِّرُ

ای راز نهفته.
 
٢:٧۴قُم فَأَنذِر
بیرون بیا و هشدار بده.

 ...

 ٢۴:٧۴فَقالَ إِن هٰذا إِلّا سِحرٌ یُؤثَرُ
او گفت: "این جز شعبده ای زیرکانه نیست!

 ٢۵:٧۴إِن هٰذا إِلّا قَولُ البَشَرِ

"این ساختهٔ دست بشر است."
 
٢۶:٧۴سَأُصلیهِ سَقَرَ
من او را به عذاب گرفتار خواهم کرد.

 ...

 ٢٩:٧۴ لَوّاحَةٌ لِلبَشَرِ
 برای همهٔ مردم آشکار می شود.*
(*۷۴:۲۹ لایح شدن: آشکار شدن (فرهنگ معین، جلد ۳، ص ۳۵۴۸). به بیان ساده تر: بر تمام مردم آشکار میشود که بر آن ۱۹است. مترجم])
 
٣٠:٧۴عَلَیها تِسعَةَ عَشَرَ
که سرتاسر آن نوزده است.*
(*۷۴:۳۰-۳۵ اینکه می فرماید "یکی از معجزات عظیم"، ارائه گر اولین مدرک است که قرآن پیام خداست به سراسر مردم جهان. این معجزه که بر مبنای ۱۹ است در فایلهای پی دی اف در پایین صفحه زیر مفصلاً شرح داده شده است: http://submission.org/QI#/contents)
 
٣١:٧۴وَما جَعَلنا أَصحٰبَ النّارِ إِلّا مَلٰئِکَةً وَما جَعَلنا عِدَّتَهُم إِلّا فِتنَةً لِلَّذینَ کَفَروا لِیَستَیقِنَ الَّذینَ أوتُوا الکِتٰبَ وَیَزدادَ الَّذینَ ءامَنوا إیمٰنًا وَلا یَرتابَ الَّذینَ أوتُوا الکِتٰبَ وَالمُؤمِنونَ وَلِیَقولَ الَّذینَ فى قُلوبِهِم مَرَضٌ وَالکٰفِرونَ ماذا أَرادَ اللَّهُ بِهٰذا مَثَلًا کَذٰلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَن یَشاءُ وَیَهدى مَن یَشاءُ وَما یَعلَمُ جُنودَ رَبِّکَ إِلّا هُوَ وَما هِىَ إِلّا ذِکرىٰ لِلبَشَرِ
ما فرشتگان را نگهبانان دوزخ قرار دادیم، و عدد آنها (۱۹) را تعیین کردیم تا (۱)کافران را مضطرب کند، (۲) مسیحیان و یهودیان را متقاعد سازد (که این کتابی است الهی)،(۳) ایمان معتقدان را محکم نماید، (۴) هرگونه شکی را از دل مسیحیان و یهودیان و نیز مؤمنان بردارد و (۵) کسانی که در قلبشان شک و تردید راه می دهند و نیز کافران را برملا سازد؛ آنها خواهند گفت: "منظور خدا از این مثال چه بود؟" خدا بدین ترتیب هر که را بخواهد، گمراه می کند و هر که را بخواهد، هدایت می نماید. هیچ کس جز او سربازان پروردگارت را نمی داند. این تذکری است برای مردم.
 
٣٢:٧۴کَلّا وَالقَمَرِ
من قاطعانه به ماه (سوگند می خورم).
 
٣٣:٧۴وَالَّیلِ إِذ أَدبَرَ
و به شبی که می گذرد.
 
٣۴:٧۴وَالصُّبحِ إِذا أَسفَرَ
و به صبحی که می درخشد.
 
٣۵:٧۴إِنَّها لَإِحدَى الکُبَرِ
این یکی از معجزات عظیم است.*
 
٣۶:٧۴نَذیرًا لِلبَشَرِ
هشداری است به نسل بشر.
 
٣٧:٧۴لِمَن شاءَ مِنکُم أَن یَتَقَدَّمَ أَو یَتَأَخَّرَ
۳۷:۷۴برای کسانی از شما که می خواهند پیش روند و یا به عقب بازگردند.

***

 [28:86]  وما کنت ترجوا ان یلقى الیک الکتب الا رحمة من ربک فلا تکونن ظهیرا للکفرین

  [28:86]  تو هرگز انتظار نداشتی که این کتاب آسمانی سر راه تو قرار گیرد؛ اما این رحمتی است از جانب پروردگارت. بنابراین، از کافران طرفداری نکن.

 جمع شماره سوره و آیه : 28+86= 114= 19*6

اکنون برخلاف انتظارمان، قرآن با 114 سوره وبا اعجاز ریاضی آن به لطف خداوند سر راه ما قرار گرفته پس از کافران طرفداری نکنیم.

×××××××

برخی از موارد اعجاز عددی در این آیات ذکر می شود و اگر خدا بخواهد در آینده ادامه خواهد یافت:

1. در کل قرآن تنها 66 آیه با شماره 30 وجود دارد (ارزش ابجد الله66)

 2. در کل قرآن تا آیه [74:30] تنها 57 آیه با شماره 30 وجود دارد: 57 = 19×3

 3. در کل قرآن تنها 19 آیه با شماره 30  وجود دارد بود که کلمه الله را دارد:

[3:30] [4:30] [7:30] [8:30] [9:30] [10:30] [11:30] [14:30] [19:30] [22:30] [24:30] [27:30] [28:30] [30:30] [31:30] [33:30][41:30] [47:30] [76:30]

 419 آیه شماره 30 قرآن که در برگیرنده کلمه الله هستند از 1273 حرف تشکیل شده است:1273 = (19×66) +19 = 19*67

66 ابجد کلمه الله است.

 519 آیه شماره 30 قرآن که در برگیرنده کلمه "الله" هستند به تعداد 152 از اشکال 14 گانه حروف مقطعه دارند: 152 = 19×8

6. 741مین آیه از آخر قرآن آیه ی 74:1 (یأیها المدثر؛ ای راز نهفته!) است و ضمنا 741=19*39. راز عدد 19 در آیات این سوره آشکار شده است.

7- از آخر قرآن تا آیه ی 30 سوره ی 27 که در آن "بسم الله الرحمن الرحیم" فوق العاده آمده 57 آیه ی شماره ی 19 هست (57= 19*3).

8. پس از آیه ی 30 یعنی در آیه ی 31 علت انتخاب عدد 19 آمده. این آیه 57 (19*3) کلمه دارد و از دو قسمت 38 و 19 کلمه ای تشکیل شده است(تا کلمه ی مثلا).

...

متن کامل سوره ی مدثر در: http://submission.org/QI#/contents

ترجمه فارسی را از قسمت settings انتخاب کنید.



موضوع مطلب : اعجاز عددی قرآن / مدثر=راز نهفته / مضرب 19 / انها لإحدی الکبر
جمعه ۱٧ خرداد ۱۳٩٢ :: ۳:٢٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : قلب سلیم

سلام بر دوستان مومن و  سلام بر رسولان وبندگان برگزیده ی خدا که بشارت دهنده وبیم دهنده هستند.

ضمن تبریک بعثت پیامبر گرامی خاتم، قسمتی از نامه ی 52 نهج البلاغه را در مورد معنای اطاعت از خدا و رسول می بینیم:

« وَ اُرْدُدْ إِلَى اَللَّهِ وَ رَسُولِهِ مَا یُضْلِعُکَ مِنَ اَلْخُطُوبِ وَ یَشْتَبِهُ عَلَیْکَ مِنَ اَلْأُمُورِ فَقَدْ قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى لِقَوْمٍ أَحَبَّ إِرْشَادَهُمْ "یا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اَللَّهَ وَ أَطِیعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِی اَلْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اَللَّهِ وَ اَلرَّسُولِ" فَالرَّدُّ إِلَى اَللَّهِ اَلْأَخْذُ بِمُحْکَمِ کِتَابِهِ وَ اَلرَّدُّ إِلَى اَلرَّسُولِ اَلْأَخْذُ بِسُنَّتِهِ اَلْجَامِعَةِ غَیْرِ اَلْمُفَرِّقَةِ » 

 ترجمه: چون کارى بر تو دشوار گردد و شبهه آمیز شود در آن کار به خدا و رسولش رجوع کن . زیرا خداى تعالى به قومى که دوستدار هدایتشان بود ، گفته است : «اى کسانى که ایمان آورده ‏اید از خدا اطاعت کنید و از رسول و اولی الامر خویش فرمان برید و چون در امرى اختلاف کردید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید به خدا و پیامبر رجوع کنید»[نساء/59رجوع به خدا ، گرفتن محکمات کتاب اوست و رجوع به رسول ، گرفتن سنت جامع اوست ، سنتى که مسلمانان را گرد مى ‏آورد و پراکنده نمى‏ سازد .

 

مطلب فوق را علی (علیه السلام) برای مالک اشتر به عنوان یکی از اولیای امور نوشته که در آن رجوع به خدا ورسول را راه نجات از شبهات دانسته اند.  نکته مهم در سخن فوق  آن است که منظور از  رجوع به خدا را، رجوع به محکمات و ظواهر قرآنتعریف فرموده  و مراد از سنت پیامبر آن چیزی معرفی شده که مایه ی اتحاد امت است نه افتراق! وهمین نکته است که مورد غفلت واقع شده و با فرو رفتندر جزئیات و... تفرقه در دین الهی بوجود آمده ومی آید.

 

والحمد لله رب العلمین که هدایت کننده فقط خداوند است:

 [28:56] إنک لا تهدی من احببت ولکن الله یهدی من یشاء وهو اعلم بالمهتدین

تو نمی توانی کسانی را که دوست داری، هدایت کنی. تنها خداست که بر طبق خواست خود و بر طبق علم خود کسانی را که شایستگی هدایت دارند، هدایت می نماید.

 You cannot guide the ones you love. GOD is the only One who guides in accordance with His will, and in accordance with His knowledge of those who deserve the guidance



موضوع مطلب : مفاهیم قرآنی
جمعه ۱٠ خرداد ۱۳٩٢ :: ۸:۳۳ ‎ق.ظ ::  نويسنده : قلب سلیم

در اینجا ابتدا وجود ناسخ و منسوخ را در قرآن فرض و محتمل می گیریم و مشکل نداشتن آن با علم و حکمت خداوند یادآور می شویم آن گاه خواهیم گفت که نیاز به پذیرش بحث ناسخ و منسوخ در قرآن با معنایی که گفته می شود نیست.

نسخ، عبارت است از: «صرف نظر کردن از یک حکم شرعى پیشین که به حسب ظاهر اقتضاى دوام دارد، به دلیل یک حکم شرعى پسین». نیازهاى انسان، گاه با تغییر زمان و شرایط محیط دگرگون مى شود و گاه ثابت و برقرار است. با توجه به قانون تکامل انسان و جامعه ـ به ویژه هنگام شروع انقلاب هاى اجتماعى و عقیدتى ـ گاه برنامه اى مفید و سازنده و گاه ناکارآمد است; بنابراین، لزوم دگرگونى برنامه ها در مقطع هاى مختلف زمانى، روشن به نظر مى رسد.

نسخ، هیچ گونه منافاتى با حکمت خداوند ندارد; زیرا:

1. احکام، تابع مصلحت ها و مفسده ها است. همان طور که ممکن است ساعت معین، روز معین و هفته معین، در مصلحت فعل تأثیر داشته باشد، سال و سال ها نیز ممکن است در مصلحت فعل مؤثر باشد; مثل این که مصلحت براى مسلمانان در یک زمان (به علت ضعف نیرو) عفو و گذشت از منافقان و کفار است و در زمان دیگر، مصلحت (به علت داشتن تجهیزات و نیرو) جهاد با آنان مى باشد.
2. درست است که ظاهر حکم وضع شده به وسیله شارع، دوام و استمرار است، ولى در واقع، خود شارع، محدودیت زمانى آن حکم را مى داند و به دلیل مصالحى مثل آماده کردن مردم براى اطاعت و انقیاد و تسهیل و تخفیف در عبادات، زمان پایان یافتن حکم را براى مردم ابلاغ نکرده است;  پس نسخ در احکام شرعی به این معنی است که این حکم از اول موقتی بوده و تمام شدن آن مدت، بوسیله نسخ اعلام می‌گردد. بنابراین، نسخ منافاتى با علم و حکمت خداى متعال ندارد; علاوه بر این که دقت در آیات منسوخ، وجود قراینى را ثابت مى کند که حاکى از موقتى بودن حکم است.

3. حکمی که از طرف خداوند تشریع می‌شود گاهی هدف از تشریع آن قانون، اجراء شدن آن حکم نیست بلکه منظور دیگری مانند آزمایش و امتحان افراد و یا اتمام حجت در کار است که نسخ در این مورد کوچکترین اشکالی ندارد. 

4- در وضع احکام به وسیله آیات قرآن، هدف هاى مختلف دیگرى هم دنبال مى شود مثل اعجاز لفظی و ریاضیآیات، تلاوت آیات و... که با نسخ حکم، اینها به حال خود باقى مى ماند.

قرآن:

 

2:106 ما ننسخ من ءایة أو ننسها نأت بخیر منها أو مثلها ألم تعلم أن الله على کل شىء قدیر

 

هرگاه آیه/معجزه ای را نسخ کنیم، یا باعث فراموشی آن شویم، آیه/معجزه ای بهتر و یا دست کم مانند آن را می آوریم. آیا شما این حقیقت را تشخیص نمی دهید که خداست قادر مطلق؟

 

نسخ سه قسم است:

1. نسخ در تلاوت: به این صورت که بگوییم آیه اى وجود داشته که اکنون در قرآن نیست و خوانده نمى شود، ولى مسلمانان به حکم آن عمل مى کنند! برخی از اهل سنت به این نوع نسخ قایلند اما محققان از اهل سنت و نیز شیعه این نوع نسخ را قبول ندارند. آنهایی که قبول دارند میگویند که مثلا آیه ای به نام آیه ی رجم وجود داشته و سپس تلاوت آن نسخ شده (یعنی در قرآن نیست) ولی حکم آن (حکم رجم) باقی مانده است آن آیه چنین بوده: الشیخ والشیخة اذا زَنیا فارجموهما البتة، نکالاً من اللَّه...

این مطلب با عقل سازگار نیست و مطلب بدون دلیلی است بلکه به طنز شبیه تر است تا واقعیت!!
2. نسخ در تلاوت و حکم: این که آیه ای وجود داشته که هم حکم آن نسخ شده و هم تلاوت آن; یعنى نه مسلمانان به حکم آن عمل مى کنند و نه تلاوت آن را در قرآن ضبط کرده اند. این مطلب هم بدون دلیل است بلکه پذیرفتن آن به معنای تحریف قرآن است و نمونه ای هم برای آن اثبات نشده است. نمونه هایى که براى این نوع نسخ ذکر مى کنند از یک یا دو نمونه بیشتر نیست و این موارد، اخبار آحادى هستند که درباره قرآن ـ که ثبوتش با تواتر و نسخ آن نیز با تواتر باید باشد ـ کاربردى نداشته از اعتبار ساقطند.

3. نسخ در حکم: یعنی آیه ای در قرآن وجود دارد که عمل به حکم و مفهوم آنها جایز نیست، ولى از نظر تلاوت در قرآن ضبط شده و مانند دیگر آیات تلاوت مى شوند.

از دیدگاه دانشوران شیعه، قسم اول و دوم نسخ باطل است و واقع نشده است و تنها قسم دوم را پذیرفته اند که البته همین مورد هم مخالفانی دارد.

نکته ی جالب این است که حتی آنهایی که معتقد به وجود ناسخ ومنسوخ در قرآن هستند تنها آیاتی انگشت شمار (کمتر از 10 آیه) را ناسخ ومنسوخ دانسته اند که در همانها هم نیاز به طرح بحث ناسخ و منسوخ نیستند؛ مثال: قرآن در آیه ی 65 انفال فرموده است :

 8:65 یأیها النبى حرض المؤمنین على القتال إن یکن منکم عشرون صبرون یغلبوا مائتین وإن یکن منکم مائة یغلبوا ألفا من الذین کفروا بأنهم قوم لا یفقهون

 تو ای پیامبر، مؤمنان را به جنگیدن تشویق کن. اگر بیست نفر از شما ثابت قدم باشند، می توانند دویست نفر را شکست دهند و صد نفر از شما می توانند بر هزار نفر از کافران غلبه کنند، زیرا آنها مردمی هستند که نمی فهمند.

مطابق این آیه یک مومن حقیقی می تواند/باید در مقابل 10 کافر بجنگد. آن گاه در آیه ی بعد این مقدار به 1 به 2 کاهش یافته است:

8:66 الءن خفف الله عنکم وعلم أن فیکم ضعفا فإن یکن منکم مائة صابرة یغلبوا مائتین وإن یکن منکم ألف یغلبوا ألفین بإذن الله والله مع الصبرین

اکنون (که عده زیادی از افراد جدید به شما ملحق شده اند) خدا آن را برای شما آسان تر کرد، زیرا او می داند که شما مانند گذشته قوی نیستید. از این پس، به خواست خدا صد نفر مؤمن ثابت قدم می توانند دویست نفر را شکست دهند و هزار نفر از شما می توانند بر دو هزار نفر غلبه کنند. خدا با کسانی است که صبورانه استقامت می ورزند.

با توجه به مفهوم آیات معلوم می شود که اصلا لازم نیست قایل به نسخ باشیم بلکه می گوییم:

در شرایطی که عده ی مومنان کم است حکم اولی یعنی 1 در مقابل 10 جاری است و در شرایطی که عده ی آنها زیاد است این وظیفه به 1 در مقابل 2 کاهش می یابد. آنهایی که قایل به نسخ هستند گمان می کنند که هیچگاه شرایط قبلی تحقق نمی یابد بلکه باید بگوییم چنین امری در شرایط زمانی مختلف ممکن است و نیاز به قول به نسخ نیست هرچند آنها نیز چنان که در ابتدای مطالب آمد قایل به علیم و حکیم بودن خداوند و وجود مصلحتهایی مانند امتحان هستند و در هر صورت مشکلی بوجود نمی آید بلکه این ناآشنایان به قرآن و بهانه جویان هستند که شبهاتی را مطرح می کنند.

آیا احادیث مى تواند آیه یا حکمى از قرآن را نسخ کند؟ خیر، گرچه برخى چنین نسخى را جایز دانسته اند ولى آیه اى که محتواى آن با دلیل اجماع یا سنت قطعى، نسخ شده باشد، وجود ندارد.

آیا اعجاز عددی قرآن می تواند چیزی را از قرآن موجود نسخ کند؟ این نوع نسخ به تازگی مطرح شده و نیازمند بررسی ادله است. این مطلب در مورد دو آیه ی آخر سوره ی توبه است(البته نسخ در این جا به معنای این است که خداوند آن چه را از خودش نیست ابطال می کند وبنابراین مجازا آیه گفته می شود). دلایلی در http://message-of-god.com/00A%20Farsi%202%20Ayats.htm در این باره ذکر شده و نیازمند دقت است.

 قرآن:

22:52 وما أرسلنا من قبلک من رسول ولا نبى إلا إذا تمنى ألقى الشیطن فى أمنیته فینسخ الله ما یلقى الشیطن ثم یحکم الله ءایته والله علیم حکیم

ما پیش از تو نه رسولی فرستادیم و نه پیامبری بدون آنکه شیطان در خواسته های او دخالت نکرده باشد. سپس خدا آنچه را شیطان انجام داده است، خنثی می نماید. خدا آیاتش را کامل می کند. خداست دانای مطلق، حکیمترین.



موضوع مطلب : اعجاز عددی قرآن / مفاهیم قرآنی
پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٢ :: ۸:٢٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : قلب سلیم

حرف مقطعه قاف نوزدهمین حرف در سیستم ابجد است و در اوایل دو سوره؛ 42 و 50 آمده است:

[42:2] حم عسق              [50:1] ق والقرءان المجید

این حرف نقش عجیبی را در قرآن ایفا می کند که برخی خواص مربوط به قاف را بررسی می کنیم:

1- در سوره 50 تعداد حرف قاف 57 (19*3) است. )ضمیمه 1)

2- در سوره 42 هم تعداد حرف قاف 57 (19*3) است. که جمع آن با سوره ی 50 برابر با تعداد سوره های  قرآن(114= 6 × 19) است. 

3- شماره سوره قاف (50) با تعداد آیات آن (45) برابر 95 می شود (19×5)

4- شماره سوره شوری (42) با تعداد آیات آن (53)برابر 95 می شود (19×5)

5- در تمام قرآن آیاتی که شماره آیه در آن 19 است (مثل 2:19 و 3:19 و 4:19 و ....) تعداد حرف قاف 76 (19*4)  است.

6- تعداد قاف در شش سوره ای که شماره سوره فاکتوری از 19 است (19 ,38 ,57 ,76 ,95 و 114) برابر  228 (19*12) است.

7- حال در تمام قرآن کل آیاتی را در نظر بگیرید که شماره آیه 19 و یا فاکتوری از نوزده باشد (مثل 2:19 و 2:38 و 2:57 و ....) جالب است که در این حالت 323‌ (19*17) حرف قاف داریم.

8- در آیه ی دوم سوره ی شوری عبارت «عسق» به کار رفته است که مجموع تکرار این حروف در این سوره 209 (11*19) مرتبه است. 

9- نوزدهمین ق در آیه 19 بقره است.

10- آیه هایی که 19 قاف اول قرآن در آنها آمده عبارتند از: 1:6 - 2:2 - 2:3 - 2:4 - 2:7 - 2:8 - 2:10 - 2:11 - 2:13 - 2:14 - 2:17 - 2:19  ؛ جمع شماره آیه ها برابر 114 می شود(19×6).

11- مقدار عددی کلمه مجید که در سوره قاف، قرآن به آن توصیف شده؛  57 (19*3) است.

12- در آیاتی در تمام قرآن که شماره آیه مضربی از 19 است و دارای فقط یک کلمه الله هستند تعداد 76 (19*4) حرف قاف داریم. (ضمیمه 2 در ادامه مطلب)

13- میدانیم که کلا 29 سوره مقطعه دار وجود دارد؛ تعداد آیات دارای حرف قاف در این سوره ها 1824 (19*96) آیه است.

14- در تمام قرآن آیاتی را در نظر بگیرید که همه حرفهای گروه قاف (ح م ع س ق) را دارند تعداد حرف قاف در این آیه ها 2432‌ (19*128) است.

15- در 29 سوره مقطعه دار آیاتی که دارای تمام حروف گروه قاف هستند و شماره آیه فاکتوری از 19 باشد تعداد 57 (19*3) حرف قاف داریم. (ضمیمه 3 در ادامه مطلب)

16- در 29 سوره مقطعه دار که دارای تمام حروف گروه قاف هستند و شماره سوره فاکتوری از 19 باشد(سوره 19 و 38) تعداد 38 (19*2) حرف قاف داریم. (ضمیمه 4 در ادامه مطلب)

17- می دانیم که حرف مقطعه قاف در اوایل سوره های 42 و 50 ذکر شده است حال کل آیات از اول سوره 42 تا آخر سوره 50 را در نظر بگیرید. در این حالت 114 (19*6) آیه وجود دارد که فقط یک حرف قاف دارند.

18- همه میدانیم که قرآن 114 سوره است چون 114 زوج است پس نمیتوان سوره وسطی قرآن را مشخص کرد در این حالت دو سوره وسطی قرآن معنا دارد. سوره های 57 و 58 سوره های وسطی قرآن هستند. جالب است که در این دو سوره وسطی 76 (19*4) حرف قاف داریم.

19- ...

نکته ها:

الف- در سوره ی 50 که تعداد حرف قاف 57 (19*3) است به جای عبارت "قوم لوط" که در سوره های دیگر قرآن به کار رفته از عبارت اخوان لوط استفاده شده است تا نظم عدد نوزده این سوره بر هم نخورد.

ب- ضمنا اول سوره ی شوری عبارت « حم » به کار رفته است و علاوه بر این سوره در شش سوره پس از آن هم ( یعنی فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه و احقاف) تکرار شده است. مجموع تکرار این دو حرف در این هفت سوره برابر با2147 است که مضربی از نوزده است و دارای مطالب بسیار جالب دیگری هست که مربوط به بحث حوامیم می شود.

آیا هیچ وجدانی بیداری میتواند این روابط را به شانس نسبت دهد!!!؟

آیا این روابط از نظر عقل سلیم میتواند شانسی باشد؟!!!

با این وصف می توان نتیجه گرفت که کتاب خدا قرآن کاملترین کتاب و دقیقترین کتاب موجود است و سیستم ریاضی فوق بشری آن از عهده بشر خارج است.



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب : مضرب 19 / اعجاز عددی قرآن / حروف مقطعه / حروف مقطعه : ق
چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٢ :: ۸:٥٧ ‎ق.ظ ::  نويسنده : قلب سلیم

بی اعتقادها گمان می کنند هر گاه بشر از بند مذهب رها شود شاد می شود و دلیلشان این است که: "هرجا یک انسان مذهبی می بینیم یا افسرده است یا عبوس یا پر از خشم و خشونت! برای همیشه کارش نوحه و مداحی است. اما انسان رها به معنی واقعی کلمه شاد تر وسرزنده تر است , برای اینکه مجبور نیست کاری بر خلاف سرشتش انجام دهد... کاری را که دوست دارد می تواند انجام دهد , میتواند برقصد , آواز بخواند , موسیقی گوش کند , سینما برود ..."

حقیقت این است که رهایی از کدام مذهب؟ و به سوی کدام روش؟ اگر رهایی از مذهب غیر حقیقی به سمت دین حقیقی که در کتاب خدا دنبال می شود منظورشان هست درست است؛

همان دین الله : افغیر دین الله یبغون وله اسلم من فی السموت والارض طوعا وکرها والیه یرجعون (ءال عمرن/83)؛ آیا آنها غیر از دین خدا را می جویند، در حالی که هرچه در آسمانها و زمین است، خواسته و ناخواسته، به او تسلیم شده اند و نزد او بازگردانده خواهند شد؟
و همان دین حنیف: فأقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التى فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم ولکن أکثر الناس لا یعلمون (روم/30)؛ بنابراین، خود را به دین حنیف یکتاپرستی اختصاص ده. چنین است غریزه طبیعی که خدا در نهاد مردم قرار داد. چنین است آفرینش خدا که هرگز تغییر نخواهد کرد. این است دین کامل، ولی اکثر مردم نمی دانند.

همان دین خدا که پاکیزه ها(شادی و نعمت و...) را حرام نکرده وفقط زشتیها(گناه و شرک و...) را حرام کرده(اعراف/32و33).

اما اگر رهایی به سوی کفر و الحاد منظورشان هست که در این صورت سقوط به چاه بی اعتقادی است که نتیجه ی آن هم پوچی و اضطراب است. آنها هم در بی اعتقادیشان سرگردانند و متعصبند و می خواهند با تاییدات دوستان آرامشی برای تنهایی بیابند. گاهی فکر خودکشی هستند و آن گاه هم که لذت میبرند و قصد خودکشی ندارند به این خاطر است که تصمیم گرفته اند به فنا فکر نکنند وگرنه فکر فنا آرامش را از انسان سلب می کند. چقدر زجر آور است که میل بینهایت خواهی شان را با محدودیتها قانع کنند. واقعا که چقدر زجر می کشند بی اعتقادان به تنهاخدا آن گاه که از خدا غافلند ونمی توانند از او بخواهند و بر او اعتماد کنند. همان دانش خودشان که بر آن اعتراف دارند مطلقش خداست و آنها خدا را اثبات کرده اند اما از آنجا که بر جزئی از آن دانش که در خودشان هست تکیه کرده اند بر خدایی ناقص تکیه کرده اند. زیرا کمتر کسی است که جهان را بدون آفریننده بداند حتی ملحدان هم کم و بیش اعتقاد دارند طبیعت خود آفریننده است.

آنها (دهریون) هرگز دلیلی بر نبودن مبدأ و مقصد ندارند بلکه آنها فقط حدس می زنند که خدا و قیامتی نیست. به قول قرآن؛ 

وقالوا ما هى إلا حیاتنا الدنیا نموت ونحیا وما یهلکنا إلا الدهر وما لهم بذلک من علم إن هم إلا یظنون (جاثیه/24)

آنها گفتند: "ما فقط در این دنیا زندگی می کنیم؛ ما زندگی می کنیم و می میریم و فقط گذشت زمان باعث مرگ ما می شود!" آنها در این باره هیچ دانش موثقی ندارند؛ آنها فقط حدس می زنند.

کدام عقل می پذیرد که موجودات از جمله انسان که موجودی هوشمند و دارای درک و شعور است خالق او هوشمند و دارای درک و شعور نباشد؟ 

شیطان پرستان بخاطر تعلیمات بد کلیسا و عملکرد بد گروههایی از مذهبیون آن گونه سقوط کردند. به نظرم این حدیث که می گوید "اذا فسد العالِم فسد العالَم" برای عوام است زیرا انسانهای عاقل با فاسد شدن عالمان فاسد نمی شوند. لامذهبها بخاطر مذهبی های افراطی گمراه می شوند. هر دو ضعیفند.

از طرف دیگر منکرین مبدا و معاد ممکن است دم از اخلاق بزنند اما اخلاق در تعریف آنها چیزی فرای یک قرارداد انسانی نیست که به راحتی قابل زیرپاگذاشتن هست. یعنی یک بی خدا وقتی ببیند در زندگی محدود دنیا می تواند با زیرپا گذاشتن اخلاق بهتر زندگی کند چرا این کار را نکند؟! همچنان که یا مذهبی غیر مؤمن نیز اینگونه است.

اما در اندیشه ی خداپرستان حقیقی؛ اخلاق یک تعریف فرا خودی دارد. مسلمان حقیقی می داند که کار نیک و نیکی کردن هم روح و اخلاقیات خودش را رشد می دهد و خودش را انسان کاملی می کند و هم در آخرت پاداش خوب و زندگی زیبایی دارد وهمینگونه عمل می کند. اگر فردی مسلمان به معنای حقیقی باشد چون به قانون و نیروی فراتر از خودش معتقد هست نمی تواند به خودش اجازه دهد که سرکشی کند یا به حق دیگران تجاوز کند درحالی که چیزی وجود ندارد که انسان بی دین و بی خدا را از سرکشی و تجاوز باز دارد! انسان بی دین و بی خدا نه انگیزه پاداش دارد (چون بعد مرگ براش فنا هست) و نه حتی انگیزه ی رشد روحی و معنوی (چون به روح معتقد نیست!).

 

باز هم تاکید می شود که دیندار حقیقی اخلاق را رعایت می کند(وچنین کسانی وجود داشته و دارند و خواهند داشت هرچند کم) و اگر دینداران اسمی رعایت نمی کنند معلوم می شود که حقیقتا دیندار نیستند(چنین کسانی نیز وجود داشته و دارند و خواهند داشت بسیار).

تاکید قرآن بر تقوا و عمل صالح برای معرفی کردن دین حقیقی است و تاکید بر عبادتهایی مانند نماز و روزه نیز برای یاد خدا و آرامش انسان، تشکر از خدا، راز و نیاز با او، کمک خواستن از تنهاخدا، اطاعت از فرمان او، تمرین تقوا و دوری از زشتیها و بالاخره رسیدن به تقواست که در پرتو نماز باخشوع و روزه ی حقیقی به دست می آید.

این مطلب که به بهانه ی حرفهایی از هومن (http://www.iranglory.blogfa.com/و مطالب و تاییداتی از دوستان عزیزم ؛ سجاد (http://www.miracle19.blogfa.com/) و علیرضا (http://andishe92.blogfa.com/) نوشته شد که از  آنها تشکر می کنم. والحمد لله.




موضوع مطلب :
راز نهفته
  • 6. 741مین آیه از آخر قرآن آیه ی 74:1 (یأیها المدثر؛ ای راز نهفته!) است و ضمنا 741=19*39. راز عدد 19 در آیات این سوره آشکار شده است.

  • ادامه مطلب
عین سین قاف
  • یکی از دوستان می گفت که استادشان چنین گفته اند که: در آیه 1 و 2 سوره کهف اشکالی رخ داده است به این صورت که کلمه "قیما" که در ابتدای آیه 2 آمده اگر در آیه 1 بعد از کلمه "الکتاب" می آمد از لحاظ معنا بهتر می شد و از لحاظ لفظ هم مشکلی به وجود نمی آمد!
  • ادامه مطلب
RSS Feed

جاوا اسكریپت

 
 
تمامی حقوق محفوظ است