شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَینَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیصُمْهُ...

از آنجا که ماه مبارک رمضان فریضه ای برای کل مسلمین و در مقطع زمانی معینی صورت می پذیرد، شایسته است که علما و اندیشمندان مسلمان اختلاف آراء درباره شروع و ختم این ماه مبارک را از بین ببرند تا بدین وسیله گامی برای وحدت مسلمین برداشته باشند.    

 

نکته ای که قرن هاست از آن غفلت شده، اهمیت مرکزیت مکة المکرمة برای مسلمین است. سوال این است که چرا مسلمانان، با وجود آیات قرآن کریم و توجه به مکة المکرمة، گرینویچ، را (که هیچ ارجحیت و عقلانیتی در میزان بودنش نیست)، به عنوان میزان پذیرفته اند؟!

مگر مرکز و محور و پایتخت کشورهای اسلامی، مکة نیست؟ مرزبندی بین کشورها  که توسط بشر صورت گرفته نمی تواند حجت شروع یا ختم رمضان باشد چرا که اختلاف افق در بیشتر کشورهای مسلمان چند ساعت بیشتر نیست و معنی ندارد که این طرف مرز با آن طرف مرز یک روز با هم اختلاف داشته باشند.حتی اگر مثل بعضی از محققین نگوئیم مکة، مرکز خشکی ها و پایتخت واقعی جهان است، حدّاقل می توانیم ادعا کنیم به دلیل قرآن، مکة المکرمة، مرکز و پایتخت مسلمین و امّ القری اسلام است:

 وَهَذَا کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ مُصَدِّقُ الَّذِی بَینَ یدَیهِ وَلِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ یؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ یحَافِظُونَ (الأنعام/92)

متاسفانه هر جا که قرآن کنار نهاده شده و روایات و احادیث بر قرآن ارجحیت داده شده اند، اختلاف بین مسلمین به وجود آمده که از جمله: شهادت شهر رمضان، جای خود را به دیدن ماه (قمر)داده است!!! آنچه از قران کریم برداشت می شود تولد قمر و ماه نو و دخول در رمضان است، نه رویت قمر و این که در روایات رویت قمر مطرح شده است با توجه به شرایط و امکانات آن زمان بوده است.

جالب است که منجمین می گویند: امشب ماه نو متولد شده (یعنی شهادت به شهر رمضان می دهند) ولی در عین حال می گویند چون رویت ممکن نیست، لذا فردا شهر رمضان نیست! وقتی قرآن می گوید: فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیصُمْهُ (هر کس شهادت داد از شما شهر رمضان،نه ماه و قمر رمضان را، پس روزه بگیرد) چرا اصرار شود بر رویت قمر؟ آیا شهادت تولد قمر و ماه نو در مکه المکرمه که مرکز جهان اسلام است نمی تواند برای همه مسلمین حجت باشد و اختلاف موجود را نیز از بین ببرد؟ 

لازمه ی شهادت به چیزی رویت آن نیست : 

۲۶:۱۲ قالَ هِىَ رٰوَدَتنى عَن نَفسى وَشَهِدَ شاهِدٌ مِن أَهلِها إِن کانَ قَمیصُهُ قُدَّ مِن قُبُلٍ فَصَدَقَت وَهُوَ مِنَ الکٰذِبینَ ٢٧:١٢ وَإِن کانَ قَمیصُهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ فَکَذَبَت وَهُوَ مِنَ الصّٰدِقینَ ٢٨:١٢ فَلَمّا رَءا قَمیصَهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ قالَ إِنَّهُ مِن کَیدِکُنَّ إِنَّ کَیدَکُنَّ عَظیمٌ
۲۶:۱۲[یوسف] گفت: "او بود که سعی کرد مرا اغوا کند." شاهدی از خانوادهٔ زن اظهار داشت: "اگر جامهٔ او از جلو پاره شده است، پس زن راست می گوید و او یک دروغگوست. ۲۷:۱۲ "و اگر جامهٔ او از پشت پاره شده است، پس زن دروغ گفته است و او راست می گوید. " ۲۸:۱۲ وقتی شوهرش دید که جامهٔ او از پشت پاره شده است، گفت: "این نیرنگ یک زن است. واقعاً که نیرنگ شما هولناک است.
 

 آن شخص شهادت داده و شاهد بوده، در حالی که ناظر نبوده و چیزی ندیده است.

منبع با اندکی تغییر و تلخیص: باشگاه جوانان ایرانی نویسنده: موحد (با تشکر از دوست گرامی؛ علیرضا در وبلاگ اندیشه 2 : http://www.andishe92.blogfa.com/post/38 ).