[97:0]  بسم الله الرحمن الرحیم

 [97:1] إنا أنزلنه فی لیلة القدر [97:2] وما أدریک ما لیلة القدر [97:3] لیلة القدر خیر من ألف شهر [97:4] تنزل الملئکة والروح فیها بإذن ربهم من کل أمر [97:5] سلم هی حتى مطلع الفجر

  [44:0]  بسم الله الرحمن الرحیم

 [44:1]  حم [44:2]  والکتب المبین [44:3]  انا انزلنه فی لیلة مبرکة انا کنا منذرین [44:4]  فیها یفرق کل امر حکیم [44:5]  امرا من عندنا انا کنا مرسلین

چنان که در آیات فوق می بینیم خداوند برای شب مبارک قدر اهمیت ویژه ای قایل شده است ونزول قرآن را نیز در این ظرف با ارزش  مقدر نموده است . به نظر می رسد خداوند به این جهت اهمیت ویژه ی شب قدر را خاطر نشان فرموده است که اولا ما را به حکیمانه بودن نظام خلقت متوجه گرداند وثانیا ما را به اهمیت قرآن وویژگی هشدار دهندگی، عظمت ومحوریت این کتاب وفلسفه ی حکیمانه ی نزول آن رهنمون سازد نه لزوما به داشتن مراسم خاص که اگر  این می بود به جای این که به نزول قرآن در شب قدر اشاره نماید به نماز ودعا سفارش می فرمود،

با این همه یک مومن موحد هر زمان که آیات فوق را بخواند در می یابد که باید بیشتر به تفکر ونیایش وتلاوت وتدبر در قرآن بپردازد وتصمیم بگیرد که قرآن را که کلام خالق قادر بی همتاست یگانه منبع احکام خود قرار دهد وهدایت را در آن جستجو نماید در این صورت این زمان همان زمانی است که تقدیر خود را به خواست خدا رقم زده است وقدر خدا وقرآن وخود را دانسته است واگر زمان نجومی شب قدر را دریابد در آن ظرف نیز آن چه را گفته شد به خود یادآوری ویژه می نماید.

چرا زمان شب قدر در روایات به نحو یقینی بیان نشده است؟ این که بگوییم خداوند عمدا زمان دقیق آن را مخفی نموده است وپیامبر وامامان نیز چنین نموده اند یک احتمال است اما احتمال دیگر هم این است که بگوییم زمان شب قدر در زمان پیامبر معلوم بوده وپیامبر ومردم می دانسته اند که قرآن در کدام شب نازل شده اما مانند دیگر موارد (مثل تولد پیامبر ومعراج و...) مورد اختلاف واقع شده واین نظر مبتنی بر مطلبی است که عرض شد که در آن زمان اعمال وآداب ورسوم دسته جمعی ویژه ای وجود نداشته باشد.

آیا زمان شب قدر با اعجاز ریاضی قرآن معلوم می شود؟ در ابتدا ذکر دو نکته ضروری به نظر می رسد؛ یکی این که پذیرش اعداد وارقامی که ذکر خواهد شد پس از این باشد که فرد اعجاز ریاضی قرآن با توجه به حروف مقطعه وموارد دیگری که اثبات شده است را خوانده باشد وباور کرده باشد وگرنه در خصوص مطلب حاضر قانع نخواهد شد ودیگر این که اگر زمان شب قدر با محاسباتی که در ادامه می آید پذیرفته شد به پیام آن توجه نماید که همانا علم خداوند بر اختلاف احادیث است وشگفتی قرآن در نظم ریاضی آن ودر نتیجه توجه ویژه به قرآن وبرطرف نمودن مهجوریت از آن.

محاسبات چه می گویند؟ آن چه تاکنون به دست آمده این است که اگر شب قدر را شب 27 ماه رمضان (که مطابق روایات نیز یکی از شبهای محتمل است) در نظر بگیریم به نتایج زیر خواهیم رسید:

1- اگر ارزش ابجدی سوره قدر (6731) را با ارزش حروف ابجد کلمه محمد (92 ) که قرآن بر این رسول وآخرین نبی الهی نازل شده است جمع کنیم وبه اعداد 27 و 9 که به معنای بیست وهفتم ماه رمضان(ماه نهم هجری) است بیفزاییم عدد 6859 بدست میاید(6859=6731+9+27+92). این عدد دو خاصیت مهم دارد:

 یک:   6859=19*19*19

دو:  6859=6346+(19*27)

 واین دو خاصیت است که افزودن اعداد فوق را توجیه می نماید. یعنی این که اگر صرفا به عددی مضرب 19 دست می یافتیم اشکال می شد که چه لزومی داشت مثلا ابجد کلمه ی محمد را بیفزایید وچرا کلماتی دیگر افزوده نشد اما دو خاصیت فوق این جمع بندی را قانع کننده می سازد زیرا در خاصیت اول می بینیم که به عددی با سه بار مضرب 19 رسیده ایم(19*19*19) ودر خاصیت دوم اعداد 6346 و19*27 را می بینیم که عدد 6346 اولا تعداد تمام آیات قرآن است وثانیا خود نیز مضرب 19 است(19*334 ) وعدد دوم که حاصلضرب 19 در 27 است به دو عدد کلیدی مورد نظر اشاره می کند  واینها نشان می دهد که:

قرآنی که در 27 ماه رمضان بر محمد رسول خدا نازل شده است و سرتاسر آن را 19 فراگرفته شامل کلا 6346 آیه میباشد!

(بعضی دوستان مقدار عددی  سوره ی قدر را 6721 به دست می آورند به خاطر این که کلمه ی "أدریک" را با املای "أدرک" محاسبه می کنند اگرچه در این صورت نیز مقدار 6721 را با 27 و 9 و 97 و 5 جمع می بندند (اعداد 97 و5 به ترتیب شماره وتعداد آیات سوره ی قدر است) وبه همان عدد 6859 می رسند، لیکن این محاسبه صحیح نیست وعلت اصلی اشتباه غلط تایپی موجود در نرم افزار winqt2 در مورد کلمه ی "أدریک" بوده که آن را ملاک قرار داده اند.)

 2- همچنین ابجد آیه ی "انا انزلنه فی لیلة القدر" 695 است که باضافه 27 می شود 722 یعنی: 19*19*2

 3- وابجد آیه ی 19 حرفی "وما ادریک ما لیلة القدر" 733 است که باضافه 27 می شود 760 یعنی: 19*40

 4- ابجد عبارت "لیلة القدر" 410 است که وقتی با 27 جمع می شود مضرب 19 است: 437=19*23

 5- عبارت "لیلة القدر" دارای 9حرف است وچون 3 بار تکرار شده می شود: 27

6- اگر دقت کنیم می بینیم که کلمه "القدر" در این سوره پنجمین، دهمین ودوازدهمین کلمه است که جمع آن می شود: 27

 7- این سوره دارای 30 کلمه است واگر هر کلمه را به مثابه یک شب از شبهای ماه رمضان قرار دهیم 27مین کلمه "هی" است که ضمیر اشاره به "لیلة القدر" است ومی تواند اشاره به زمان شب قدر باشد.

8- ابجد عبارت "لیلة مبرکة" در آیات اول سوره ی دخان342 است که مضرب 19 است(18*19 ) واگر با عدد  9 (ماه رمضان) جمع شود مضرب 27 می باشد (351= 13*27 ) یعنی این که زمان شب قدر در ماه رمضان را به ما می دهد.

9- ابجد 5 آیه ی سوره ی دخان که به تعداد 5 آیه ی سوره ی قدر انتخاب شده 4315 است که باضافه ی 27 و 9 می شود 4351 یعنی: 19*229

10- مقدار عددی عبارت "إنا کنا مرسلین" در آیه ی 5 سوره ی دخان 513 است وجالب است که 513 حاصل ضرب 19 در 27 می باشد(513= 19*27). ضمن این که مقدار عددی کلمه ی "مرسلین" 390 است که باضافه ی 9 می شود 399 که مضرب 19 است واگر کلمه ی "رسول" را (که ظاهرا اشاره به قرآن هست) از آن اشتقاق کنیم مقدار عددی این کلمه 296 است که باضافه 27 برابر است با: 323=17*19

موارد فوق بعضی از محاسباتی بود که می توانست مؤید 27 به عنوان زمان شب قدر باشد وچه بسا موارد مهم دیگری قابل کشف باشد. کسانی که این محاسبات را در مورد شب قدر ویا حروف مقطعه وموارد دیگر نظم عددی قرآن نمی پذیرند خوب است نمونه ی چنین محاسباتی را برای عدد دیگری بیاورند وبه این طریق این مقاله را مورد نقد قرار دهند زیرا معتقدین نظم ریاضی قرآن سعی دارند بدون دلیل وبا تعصب سخن نگویند وگرنه می گفتند شب قدر شب نوزدهم است. این تحقیق ها می تواند نقد وتکمیل شود . ان شاء الله. ما خیلی موارد را محاسبه نکرده ایم اما بعضی شگفتیها ومحاسبات دیگر در ادامه ی مطلب آمده است:


 11- تعداد حروف سوره ی قدر 112 است به تعداد "بسم الله الرحمن الرحیم" های شماره صفر قرآن.  اگر در سوره ی دخان به جای 5 آیه 6 آیه را انتخاب کنیم (رحمة من ربک إنه هو السمیع العلیم) این 6 آیه نیز دارای 112 حرف (مساوی حروف سوره قدر) است وابجد این آیات مضرب 19 نیز هست: 5339= 281*19

12- حروف "لیلة القدر" (ل-ی-ه-ا-ق-د-ر) در سوره ی قدر 71 بار وحروف "لیلة مبرکة" (ل-ی-ه-م-ب-ر-ک) در 5 آیه ی سوره ی دخان 43 بار تکرار شده که مجموعا می شود 114(19*6) به تعداد سوره های قرآن.

13- جمع شماره آیه وسوره(با تکرار) در سه آیه ی اول سوره ی قدر که عبارت "لیلة القدر" را داراست برابر 297 (27*11) است.

14- ابجد سوره قدر+ مقدار عددی "رشاد خلیفه" (کشف کننده ی اعجاز عددی قرآن) = 6731+1230= 7961=19*419

15- ابجد "لیلة القدر" 410 است وچون سه بار تکرار شده حاص می شود 1230 که برابر مقدار عددی "رشاد خلیفه" (کشف کننده ی اعجاز عددی قرآن) می باشد.

16- ابجد صغیر سوره قدر(با بسمله) که 1379 است + 27= 1406=74*19

 وجه زیبا بودن موارد اخیر این است که عدد حاصل ضمن تایید بیشتر 27 به عنوان زمان شب قدر همچنین یادآور زمان کشف اعجاز 19 قرآن در سال 1974 میلادی توسط رشاد می باشد که این سال، 1406 سال قمری بعد از نزول قرآن است!!! (یعنی سال 1974 برابر 1393قمری است که وقتی با 13سال بعثت جمع می کنیم 1406 می شود)! بنابراین ابجد صغیر سوره قدر می خواهد بگوید که قرآن محافظت شده با کد 19 (وکشف شده توسط دکتر رشاد خلیفه در سال 1974 ودر 1406 (19*74 ) سال بعد از نزول) در شب 27 ماه رمضان نازل شده. ضمنا عدد 19 در سوره 74 آمده!

 

 مواردی برای تحقیق: ابجد "شهر رمضان" 1596 است(19*84)، ابجد صغیر سوره قدر(بدون بسمله) 1187 است ، ابجد صغیر کلمه محمد 38(19*2) ،  ابجد صغیر رشاد خلیفه = 114= 19*6 = تعداد سوره های قرآن ، ابجد صغیر حروف مقطعه 171(19*9) ، لیلة القدر 95(19*5) و... که قابل تحقیق خواهد بود.

  در اینجا ادامه پاسخ به نظر قبلی دوست گرامی 653 در مورد نماز وروزه مسافر ووضو ارائه می شود تا شاید با نظرات دیگر خوانندگان مورد نقد قرار گیرد ضمن این که این مطلب را برای آیت... صادقی تهرانی فرستادم ودر صورت دریافت پاسخی آن را در وبلاگ قرار خواهم داد ان شاء الله.

5- در مورد این پرسش من قصد ندارم فتوا دهنده باشم! اما مطالب زیر می تواند مد نظر قرار گیرد وفقهای گرامی بیشتر در این باره فکر کنند که آیا بدون نگاه تعبدی به احادیث بلکه احادیث را نیز نوعی تفکر بشری دانستن می توانیم به سؤالات پاسخ دهیم؟ با در نظر گرفتن این مطلب می توانیم بگوییم با توجه به 2:184 و2:185 که مریض ومسافر کنار هم آمده اند واز ادامه آیه 184 که میفرماید: "یرید الله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر" معلوم می شود که قاعده مهم است(عسر وسختی) ومریض ومسافرمثال هستند؛ واز اضافه مطلب فوق به ادامه آیه 185 که می فرماید: "وعلی الذین یطیقونه فدیة طعام مسکین" برداشت می شود که هر سختی که علاوه شود بر سختی معمولی روزه سبب برداشتن حکم روزه می شود(چون از ادامه آیه، فلسفه را به طور قطع در می یابیم می توانیم قیاس کنیم) اما این سختی وبرداشتن حکم دو نوع است :

 1- در همه سال دوام ندارد (آیه 184) مثل مریض ومسافری که موقتا به این سختی گرفتار شده اند ویا کسی که شغل سختی در ماه رمضان به او داده شده هرچند در وطن باشد(چیدن میوه و...) وبعید نیست منظور قرآن از سفر همان ماموریت سخت باشد هرچند در وطن باشد (رفتن از زندگی راحت به سخت سفر است هر چند طی مسافتی موجود نباشد!)      2- دوام دارد (آیه 185) مانند افراد مسن یا افراد دارای شغل سخت یا مریض یا مسافری که همیشه آن گونه باشند

 وظیفه: در مورد اول به تعداد روزهای روزه نگرفته، روزهای دیگری را روزه می گیرد ودر مورد دوم طعام مسکین می دهد.

 

چند نکته مهم: 1- اگر مسافرت (به معنای طی مسافت) در قدیم سخت بوده وامروزه سخت نیست بنابراین باید روزه بگیرد وبرعکس اگر مورد دیگری مثل ماموریت دشوار در ماه رمضان پیش آمده روزه نمی گیرد هرچند در وطن باشد 2- اگر تمام افراد موارد1و2 با وجود سختی روزه بگیرند(وضرر زیادی به خود نزنند) درست است بلکه خوب   3- با در نظر گرفتن مطالب فوق آیا بحث کردن از مسائلی مثل حد ترخص وقبل وبعد از ظهر رسیدن یا حرکت کردن وچند وطن داشتن ومقدار مسافت ونوع سفر(علمی یا غیر آن) وقصد چند روز و... لازم است؟    4- در مورد قصر در نماز(به هر مقدار ویا به تشخیص فرمانده وصاحب امر)، سفر همراه با خوف از دشمن شرط است(4:101) وآیت... صادقی تهرانی که ایشان نیز فقط سفر خوفی را می پذیرد قصر در کیفیت را منظور دانسته نه کمیت رکعات(www.forghan.ir ) که ممکن است درست باشد البته منظور از کیفیت در اینجا، روح نماز نیست زیرا این همیشه اصل است هم در اذکار نماز وهم در اعمال نماز. ومی توانست بفرماید قصر در کمیت ذکر گفتن جایز است نه کمیت رکعات.

 6- اصل نماز یاد خداست(اقم الصلوة لذکری) ورکعات وارکان آن: 1- یا می گوییم مانند دیگر مناسک دینی (روزه، زکات، حج) از زمان پیامبر ابراهیم با همین تعداد رکعت ورکن معمول بوده (ابراهیم: "ربنا ارنا مناسکنا") (ملة ابیکم ابرهیم) این مناسک را از زبان نوح در قرآن نمی بینیم 2- یا سنت پیامبر محمد که در این صورت جهت اتحاد است نه با نگاه تعبد 3- یا با اعجاز ریاضی محفوظ است (انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحفظون) که در efarsi.orgضمیمه 9 و15 در این باره ودر مورد وضو مطالب قابلی هست.

در مورد وضو؛ مهم عمل به 5:6 است آن طور که فهم وبرداشت شود وچون فلسفه وضو طهارت جسم وروح توأمان است(از ادامه آیه ونیز از تیمم فهمیده می شود) بنابراین در صورت طهارت جسم باز هم وضو لازم خواهد بود وفلسفه ی وضو وتیمم وغسل(حمام کردن) در همان آیه آمده.