برخی پرسش و پاسخها (نقل از قسمت نظرات وبلاگ)

پرسش: فرموده اید "آنهایی هم که متغیرند که مثلا بریدن دست دزد و اجرای حدودی که در قرآن هست زمان و مکان موضوع آنها را مشتبه می کند و وقتی مشتبه شد اجرا کننده ی حد نمی تواند حد را جاری کند مگر این که در برداشت خود یقین داشته باشد نه شک."
با این حساب همیشه راه برای فرار از حکم قران و تفسیر آن به نفع زمان ومکان باز است
چرا کتابی را که هر کس تفسیر خودش را از آن دارد , و می تواند بر اساس نظر خودش دیگران را به کج فهمی متهم کند معجزه می دانید؟
آیا کتابی که ادعای معجزه بودن آنرا میکنید نباید حداقل کاری میکرد وسخنی میگفت که صائب باشد وغیر قابل تفسیر به نفع زید وعمر؟
حداقلش اینست که قوانین بشری امروز از این نظر که همیشه بروز میشوند وبا سوء برداشت از آن بوسیله تصویب قوانین جدید مبارزه میکنند , از قوانین متشابه قران بهتر هستند
پس چرا باید قوانین امروزی وبشری را فروگذاریم وبه قاننی دست یازیم که هرکسی می تواند قرائت وتفسیر خودش را از آن داشته باشد؟

 

پاسخ: حدود اندکند و متشابهات آن یکی دو تا بیشتر نیستند و قران اجازه ی تفکر به انسانها داده. اجرا کننده ی حدود هم قاضی است و او بر اساس فهم خود عمل می کند فراتر از او هم حاکم قرآنی است که جلوی هرج ومرج در برداشتها را می گیرد. قوانین دست انسانها هم در برخی موارد مفسر میخواهد و خدا به زبان انسانها صحبت کرده. شما با دو سه آیه ی متشابه (که خود قرآن هم فرموده برخی آیات متشابهند ودلیلش متفاوت شدن برداشت است وطبیعی است زیرا با الفاظ مردم با آنها صحبت شده) حکم بر ضد انسانی بودن قرآن صادر می کنید(قرآن هم فرموده که متشابهات برای آزمایش فتنه جویان است 3:7). تازه مگر قوانین بشری یکسان وبدون اختلاف نظرند وآیا مشکل را حل کرده اند؟ تازه نتیجه ی حرف من در متشابه بودن برخی حدود این می شود که در آن خصوص انسانها تصمیم میگیرند که در آن مورد میشود همان قانون بشری که از آن دفاع میکنید. 
شما چون عینک بدبینی دارید اصلا معنای متشابه و نسخ و... را درست درک نمیکنید هرچند که توضیح دهم. مشکل از توضیح من نیست از عینک شماست. اگر کلمات اخیر مرا از "شما" تا "شماست" فهمیدید معنای متشابه در قرآن هم همین است. اگر منظور قرآن از متشابه آن چیزی بود که شما میگیرید (فرو گذاشتن احکام قرآن) در این صورت نمیگفت که برخی آیاتم متشابه است!!!
میفرماید متشابه را با محکم که ام الکتاب است بفهمید یعنی فلسفه ی حکم که مثلا حفظ خانواده وگرمی ومحبت بین زوجین است را بفهمید آن گاه فاضربوهن را خودتان میفهمید چکار کنید. اگر باز هم متشابه بود علمش را به خدا واگذارید. یعنی حد را به آن نحو اجرا نکنید. تامل کنید!

 

پرسش: بعضی مذهبی ها معتقدند بعضی معتقد نیستند , بعضی مذهبی ها هم قران هم پیامبر هم امام را قبول دارند , بعضی فقط قران و پیامبر را قبول دارند
بعضی مذهبی ها احکام دین خود را کاملا رعایت میکنند , بعضی فقط به آن معتقدند ولی به آن عمل نمی کنند
در هر صورت مذهب(شامل قران واحادیث) برای شما ملاک است
وبرای همین من شما را فردی مذهبی میدانم حتی اگر خودتان خودتان را انسانی مذهبی نمی دانید
اگر شما از نظر مذهبیون فردی غیر مذهبی هستید و خود را غیر مذهبی نیز نمی دانید , ونزد انسانهای منتقد خدا ومذهب نیز جایگاهی ندارید , چگونه فکر میکنید که حقیقت یا قسمتی از آن را یافته اید؟!!!
مذهبیون (شیعه وسنی) رشاد خلیفه را مرتد میدانند واعجاز 19 را قبول ندارند , غیر مذهبی ها وخداناباوران هم که اصلا قران را قبول ندارند ,چرادیگران را به راهی فرا میخوانید که نزد هردو گروه مذهبی وغیر مذهبی غیر قابل پذیرش است؟ چرا فقط بر اعجاز عددی قران تاکید میکنید وتناقض های آشکار در محتوای قران را نمی بینید؟
حداقل باید بگونه ای سخن پراکنی کنید که مردم تفاوت شما و غیر مذهبی ها را بروشنی درک کنند؟ 

 

پاسخ: 
بعضی ناباوران هم چنینند بعضی چنانند و بعضی چنونند. هر کسی با عقل خود به نتیجه ای می رسد که بر اساس آن عمل میکند وبقیه را اشتباه میداند بحث میکنیم و آخر هم بر اساس عقل عمل میکنیم (39:18). فقط خواستم بگم که بر اساس آن چه من قبول دارم با من بحث کنید. من با تحقیق می گویم اعجاز 19 اعجاز است. اطمینان دارم که دستم مروارید است پس اگر همه (شما و دیگران) بگویند دستت گردوست مرواریدم را نمی اندازم. قرآن را با عقل قبول کرده ام. تناقضاتی که میگویید پاسخ عقلی دادم. رجوع شود به قسمت نظرات پْست ناسخ ومنسوخ.

 

پرسش: فرموده اید "آخر سر هم این که حافظ هم معیار برای شناخت حقیقت نیست بلکه ملاک قرآن است و رسولان الهی (که از طریق قرآن آنها را بشناسیم نه طرق دیگر) ومومنان."

ملاک باید برای همه ملاک باشد
آیا شما برای کسی که خدا را قبول ندارد از قران دلیل می آورید؟ مسلم است که این کار بیهوده ایست 
فرض کنید دو نفر مثل من وشما که یکی  خدا وقران را قبول ندارد ولی عقل را قبول دارد (من) ویکی هم خدا و قران را قبول دارد هم عقل را(شما) با هم بحث میکنند , ملاک برای این دو نفر نقطه مشترک بین این دو است که همان عقل می شود
-------------
از دید من قران ملاک حقیقت نیست و اگر هم ملاک باشد ملاک درستی نیست
زیرا یک جا به اختیار حکم می کند یکجا به جبر
یکجا به رحمت دعوت می کند یکجا به خشونت
یک جا پیامبر را فردی مانند همه (بشر) میداند و یک جا اورا عامل هدایت مردم(مبشر ومنذر)
یکجا می توان بر اساس آن دست کسی را قطع کرد یکجا می توان بر اساس آن دست کسی را علامت گذاری نمود!
پس چون قرآن نظر مشخصی حداقل برای عوام مردم ندارد نمی تواند یک ملاک قرار بگیرد

 

پاسخ: پاسخ این نظر را در قسمتهای دیگر کلا و جزءا داده ام. بر اساس عقل، قرآن اثبات می شود. جبر واختیار وبقیه جواب داده شد. (در قسمت حرف مقطعه: قاف و قسمت دلیل بی اعتقادی؟!) آن دسته از احکام که باید توسط مجریان امور عمل شود برای عوام نیست واختلاف فهمشان هم در آن احکام دخیل نیست! احکام جزئی در نماز و روزه و... که مخاطبش عوام هستند اولا که از محکمات هستند و اختلاف برداشت چندانی نیست و ثانیااگر اختلاف برداشت داشتند مشکلی ایجاد نمی شود زیرا مثلا یکی پیشانی را بر سنگ می گذارد و یکی بر فرش! مجریان حدود هم یکی قطع میکند ودیگری به زندان میافکند. مگر قوانین بشری در تمام جوامع برای حدود یکسان است؟
قرآن ملاک است و وسیله ی فهم آن عقل است که در برخی موارد انگشت شمار بخاطر تفاوت فهم تفاوت اجرا پیدا میکند. 
در نظر قبلی گفتی که مگر من وکیل ووصی حافظ و خدا هستم؟! حالا مگر شما وکیل و وصی دزد و قاتل وزناکار هستی؟!
گرامی! حتی اگر من اشتباه کنم شما با ریسمان اشتباه من به چاه مرو! از سرچشمه ومبدا باید خدا وسپس قرآن را با عقل اثبات کنی! شما که معترفی خدا را اثبات نکرده ای همه ی دلایل من در جزئیات، برهان هم که باشد مغالطه میبینی...

 

پرسش: به کاری معجزه گویند که مردم از انجام آن عاجز باشند مثلا موسی دریا را شکافت! ( هر چند امروزه این موضوع از نظر علمی رد شده است)
ولی به طور کلی بر اساس نظر خود قران مردم باید از انجام آن عاجز باشند
وقتی بعضی می توانند شبیه این معجزه عددی را بسازند دیگر عدد19 و.. معجزه برای قران محسوب نمی شود

 

پاسخ: نمی توانند مثل قرآن (از حیث لفظ، عدد ومعنا...) بیاورند پس معجزه است که از معنای تحدی به دست میآید. البته کلمه ی معجزه به تنهایی برای جنبه ی ریاضی قرآن به کار نرفته و قرآن فرموده آیه! یعنی اعجاز ریاضی قرآن نشانه ای است بر کلام خدا بودن آن. این نشانه در کنار اعجاز لفظی ومعنوی و... است ومیشود معجزه. جنبه ی عددی مهمترین است(انها لاحدی الکبر 74:35) و کسی نیاورده ونمیتواند. 1400سال است که که شبیه قرآن را نیاورده اند. اگر نمونه ای آوردید آن گاه جنبه ی عددیش در آن یافت نمی شود. قرآن از آیات خدا در طبیعت هم صحبت کرده یعنی آیات طبیعت و آیات قرآن همه نشانه های خدایند. شما که آیات طبیعت را نمی پذیرید آیات قرآن واعجاز ریاضی به تنهایی علی الظاهر نتواند کاری برایتان انجام دهد. چنان که معجزه ی موسی را (که علم ناقص هیچ نظری درباره ی آن نمی تواند بدهد) خیلیها قبول نکردند. اعجاز عددی قرآن را هم ممکن است بعضی/بسیاری بازی وریاضی تلقی کنند. در آیه ی 30 و 31 مدثر(=راز نهفته) که علت انتخاب 19 (تسعةعشر) برای اعجاز عددی قرآن آمده میفرماید که با این معجزه ایمان مومنان تقویت می شود و کافران و فی قلوبهم مرض خواهند گفت این مثالها چیست؟ 

 

پرسش: درود
شما بزرگترین نکته را از نظر دور داشته اید و ان اینست که
قوانین بشری که مبتنی بر علم وتجربه هستند که ادعای اعجاز وکامل بودن وبرای همه زمانها ومکانها صائب بودن , ندارند
این قران است که ادعای اعجاز میکند
وهمانطور که گفتید در کنار لفظ(اعجاز19)محتواای ان نیز باید معجزه به نظر برسد
و مهم هم اینست که از دید مخاطب , معجزه واقعا معجزه باشد
حال به نظر شما برای چند درصد مردم امروز جامعه قران براستی معجزه است,
اصلا هیچگاه به این موضوع فکر کرده اید که چرا از بدو اسلام و تا کنون همیشه بزرگان دین از مهجور بودن قران , سخن گفته اند وگلایه کرده اند؟
پس این موضوع نشان میدهد حداقل برای گروه کثیری از مردم در نگاه اول وبر اساس شنود اول , قران معجزه محسوب نمی شده است
بزرگرین دلیلش هم این است که محمد در عرض 13 سال(با اعجاز قرانش که ادعا می شود دیگران پنبه در گوش خود میکردند) فقط 40 نفر را جذب اسلام کرد, ولی درست از زمانی که مورد حمایت کسان دیگری قرار گرفت وبه مدینه مهاجرت کرد وبر اساس قدرت قراردادها وشمشیرها وپولهای مدینه( ونه بر اساس قران تنها!) توانست 10هزار نفر را جذب اسلام کند , پس قران به تنهایی معجزه ای نیست که همگان را

 

پاسخ: درود بر شما معجزه بعنی این که نمی توانند مثل آن بیاورند و نتوانسته اند نه در جنبه ی لفظ ومعنا و نه عدد.  
بهانه هم نیاورید که نگذاشته اند به دستتان برسد خب حالا بفرمایند بیاورند اگر می توانند! 
مهمترین جنبه هم، جنبه ی عددی آن است یادشان نرود! 
از نرم افزار هم میتونن کمک بگیرن. زور زدند با کلی دزدی از قرآن، چهارتا صفحه ی تجسد - وصایا - مسلمون و ایمان در ست کنند که حد اقلش 50درصد جعل از قرآن است یک ذره نظم عددی هم که در آن پیدا نمیشه حتی مضرب 2.
عدد ملاک نیست چنان که شما هم عدد را ملاک نمی دانید وگرنه باید مثل اکثریت انسانها که معتقد هستند از ناباوری دست می کشیدید!

 

پرسش: ودر بحث تحدی نیز قرنها قبل کسانی مثل ابوالعلا ودیگران کتابهایی به مراتب زیباتر سروده اند , واینکه مسلمانان تندرو نگذاشته اند آثار این افراد به دستمن وشما برسد واین افراد به مرگ محکوم شده اند
نشان میدهد که تحدی قران نیز چندان دلیلی بر معجزه بودن آن نیست
علاوه بر اینکه اکنون می توان به یک عرب زبان( یا لهستانی زبان یا ...) گفت اگر می توانید یک غزل مثل حافظ بیاورید
مسلما از آوردن اینگونه غزلهای شیرین ناتوانند همانگونه که حتی فارسی زبانان بعد از حافظ از انجام آن ناتوان بودند
ولی هیچ کس به این دلیل که شعرهای حافظ  این خصوصیت را دارد آنرا معجزه نمی داند
زیرا سرودن آن از نظر عقلی محال عقلی نیست , بلکه محال وقوعی است(یعنی تا کنون اتفاق نیفتاده است = مطهری)
با توجه به این مطالب قران معجزه نیست

 

پاسخ: بحث ما در همان محال وقوعی است و بنابراین قرآن معجزه است.  بعنی این که نمی توانند مثل آن بیاورند و نتوانسته اند نه در جنبه ی لفظ ومعنا و نه ریاضی.  مهمترین جنبه، جنبه ی عددی آن است 

در جنبه ی عددی چینی و لهستانی فرقی نمی کند. اعداد زبان مشترک انسانهاست وخداوند به زیبایی این اشتراک را در نظر گرفته حواسش به کامپیوتر و پیشرفت علمی هم بوده.

 

پرسش: در کنار لفظ,محتوای قران نیز باید معجزه به نظر برسد درحالی که هنوز به تناقضات محتوایی واشکالات علمی قران پاسخی داده نشده است
وبا توجه به اینکه باید معجزه برای غالب مردم باید معجزه باشد ونه فقط برای مومنان!(انگونه که شما می فرمایید)
حال به نظر شما برای چند درصد مردم امروز جامعه قران براستی معجزه است؟
اصلا هیچگاه به این موضوع فکر کرده اید که چرا از بدو اسلام و تا کنون همیشه بزرگان دین از مهجور بودن قران ,گلایه کرده اند؟
این موضوع نشان میدهد حداقل برای گروه کثیری از مردم در نگاه اول وبر اساس شنود اول , قران معجزه محسوب نمی شده است
دلیلش هم این است که محمد در عرض 13 سال(با اعجاز قرانش که ادعا می شود دیگران پنبه در گوش خود میکردند) فقط 40 نفر را جذب اسلام کرد, ولی درست از زمانی که مورد حمایت قرارداد وشمشیر وپولهای انصار قرار گرفت( ونه بر اساس قران تنها!) توانست 10هزار نفر را جذب اسلام کند , پس قران به تنهایی معجزه ای نیست که همگان را تحت تاثیر قرار دهد حتی اعراب زمان پیامبر را!
و مردم سایر کشورها نیزمجبور شدندکه قران را بپذیرند زیرا یا باید مسلمان میشدند یا باید جزیه میدادند
نتیجه میگیریم که قران اصولا معجزه نیست

 

پاسخ: محتوای قرآن به همراه لفظ و عدد، که نتوانسته اند بیاورند اعجاز قرآن را ثابت می کند. اشکالات علمی هم که مطرح می کنند و مطرح می کنید پاسخ داده اند و پاسخ داده ام. به فرض که ادعاهای تاریخی شما درست باشد که نیست؛ عدد ملاک نیست چنان که شما هم عدد را ملاک نمی دانید وگرنه باید مثل اکثریت انسانها که معتقد هستند از ناباوری دست می کشیدید! ملاک؛ توانستن یا نتوانستن است. معجزه بعنی این که نمی توانند مثل آن بیاورند و نتوانسته اند نه در جنبه ی لفظ ومعنا و نه جنبه ی عددی.  اشکالات دیگری که مطرح کردید در قسمت نظرات پْست ناسخ ومنسوخ جواب داده شد.

 

پرسش: در مقایسه قران وقوانین بشری
شما بزرگترین نکته را از نظر دور داشته اید و ان اینست که
قوانین بشری که مبتنی بر علم وتجربه هستند که ادعای اعجاز وکامل بودن وبرای همه زمانها ومکانها صائب بودن , ندارند
این قران است که ادعای اعجاز میکند

 

پاسخ: نتیجه این می شود که قوانین بشری معجزه نیستند چون خود انسانها مثل آنها را می آورند و قرآن معجزه است چون به ادعای آن پاسخ داده نشده است.
جالب اینه که قرآن نمیگه اگر مثل آن را بیاورید به جهنم گرفتار میشوید بلکه فرموده اگر نیاوردید ولی باز هم حقیقت را نپذیرفتید از عذاب بترسید:
وإن کنتم فى ریب مما نزلنا على عبدنا فأتوا بسورة من مثله وادعوا شهداءکم من دون الله إن کنتم صدقین 2:23 
اگر درباره آنچه بر بنده خود* نازل کردیم شک دارید، پس یک سوره مانند اینها ارائه دهید و شاهدان خود را علیه خدا فرا خوانید، اگر راست می گویید. 
فإن لم تفعلوا ولن تفعلوا فاتقوا النار التى وقودها الناس والحجارة أعدت للکفرین 2:24 
اگر نمی توانید- که هرگز هم نخواهید توانست - پس آگاه باشید از آتش دوزخ که سوخت آن مردم و سنگ هاست؛ آن در انتظار کافران است. 

 

پرسش: گفتید که عقل قران را اثبات میکند پس قران نیز ملاک است
اولا که بر اساس عقل (حقانیت )قران را ثابت کنید آنگاه ادعا نمایید که ملاک است ,زیرا قران ملاکی برای مباحثه با خداناباوران نیست همانگونه که ملاکی برای مباحثه با مسیحیان نیست .
بنا براین شما ابتدا باید وجود خدا را ثابت کنید سپس ثابت کنید که خدا می تواند با بشر تماس بگیرد انگا ثابت کنید که یکی از این پیامبران محمد است آنپاه ثابت کنید که قران امروز دقیقا حرفهای قدسی محمد است ونه سخنان معمولی او آنگاه ثابت کنید که این سخنان خدا که در قرآن آمده در طول تاریخ تحریف نشده است , آنگاه می توان هر یک از آیات و گفته های قران را بشرطی که مخالفتی با عقل نداشته باشند بصورت جداگانه مورد بررسی قرار داد
پس خیلی طول میکشد تا قران ملاکی برای همه انسانها باشد

 

پاسخ: با دلایل متعدد از جمله این که جهان و از جمله انسان برای موجودیت خود نیازمند خالقی است که در نهایت باید ناظم و هدفمند و واجب الوجود باشد، خداوند اثبات می شود(توحید). حکمت خالق ایجاب می کند میل بینهایتخواهی وجاودانگی طلبی انسان را پاسخ دهد و او را در این مسیر هدایت کرده باشد (معاد و نبوت).
این هدایت توسط کتاب و در این زمان قرآن صورت گرفته است زیرا در آن منتسب به خدا شده است و تحدی شده است و کسی به این تحدی نتوانسته پاسخ دهد.
درمورد تحریف در احادیث درست میفرمایید ولی به بحث مربوط نیست. احادیث قدسی همه میگویند لفظش از خدا نیست. محتوا از خدا باشد یعنی این که از قرآن برداشت شده باشد(نظر من) که همه ی احادیث به راحتی با قرآن میتوان تطبیق داد اگر نمیدهند مقصرند و  به هر حال لطمه ای به ملاک بودن قرآن نمی زند. چنان که ایمان نیاوردن شما لطمه ای به خدا و قرآن نمی زند  و چنان که اگر اکثریت انسانها عقل خود را به کار نیندازند لطمه ای به ملاک بودن عقل نمی زند.

 

پرسش: مسلما وقتی من قران را نقد میکنم نمی گویم چون خدا نیست قران را قبول ندارم
بر اساس آیات قران وتاریخ اسلام وعقل قران را نقد میکنم
اکنون که بر اساس تعالیم خود قران  ومبتنی برعقل ومقایسه احکام وعقاید قران با قوانین امروزی مبتنی بر تجربه با شما بحث میکنم درست است؟
ولی وقتی من بر اساس عقل وبرهان , برهان علیت و... را رد میکنم وبر ان اساس وجود خدا را غیر محتمل میدانم , شما نیز نمی توانید بگویید خدا هست زیرا خدا در قران می فرماید... آیا این مبنای عقلی را برای مباحثه قبول دارید؟
مبنای عقلی یعنی آنچه بین من وشما مشترک باشد واز آن نقطه بحث آغاز شود

 

پاسخ: شما خدا را رد می کنید ولی انکار شما مساوی با این نیست که نبودنش را اثبات کرده باشید. اگر فرضا برای خود اثبات کرده اید بحث کردن برای این است که همان اثبات شخصی شما هم متزلزل شود.
من وجود خدا را اثبات کرده ام و اگر آن را در مورد من شخصی می دانید باید اثبات مرا متزلزل کنید که نکرده اید.
ملاک عقل است نه تاریخ و نه هیچ چیز دیگر مگر در مقام جدل که البته جای برهان را نمی گیرد.
مشترک من و شما بحث بر مبنای عقل است اما برای این که در اثبات قرآن فایده بخش باشد باید فرض را بر اثبات خدا بگذارید و از این نقطه بحث آغاز شود یا این که از اثبات خدا شروع شود که البته در وبلاگ خودتان شروع شد...

 

پرسش: این تفاوتهای جزئی در فهم قران باعث  تفاوتهای کوچک در اجرا نشده است بلکه باعث شده است که
تفاوتهای بزرگی در اعتقادات شیعیان وسنیان نیز بوجود بیاید
وهر یک دیگری را به نام قران بکشد
وهر یک دیگری را کافر یا رافض بداند
دیروز باعث شد که علی خوارج را بکشد و در جمل هزاران مسلمان دیگر کشته شوند
ودیروز باعث شد که بر اساس همین قران یزید حسین را بکشد واو را خارجی بنمامد
و امروز این اختلافات باعث شده که در عراق وسوریه شیعیان وسنیان همدیگر را به فجیع ترین وضع بکشند
وهنوز هر دو به قران تمسک میجویند!!!!!!!!!؟؟؟؟
ومن در این میان میپرسم چرا خدای عالم قران از پیش بینی این اختلافات در تفسیر کتابش عاجز بود؟

 

پاسخ: قرآن و خدا در هیچ یک از اینها مقصر نیستند. قرآن واضح است وممکن است در واضح بودن خود نیز مورد سوء استفاده قرار گیرد و یا با بعضی احادیث یا در پی جزئیات رفتن، قرآن کلی گو ومبهم جلوه داده شود اما در حقیقت نیست. ضمن این که یکسری اختلافات و قتل ها منشا آن ممکن است خود احادیث باشد نه قرآن.
اگر همه ی جمعیت جهان هم بی دین بودند باز چنین فجایعی وحتی وحشتناکتر بوجود میآمد. اگر خدایی وجود نمی داشت خدایی را میساختند و آنگاه همان که گفتید میشد. پس من و شما بر اساس بود یا نبود خدا نمیتوانیم این بحث را حل کنیم چون شما می گویید اگر خدا نمی بود فجایع صورت نمیگرفت یا کم می شد و من میگویم اگر خدا نبود فجایع جهان را نابود می کرد یا بیشتر می شد.
ناباوران در اقلیت خود درصد فجایعشان کمتر از معتقدان نبوده است.
خداوند این اختلافات را پیش بینی کرده و به همین خاطر تفسیر کتابش را در کتابش آورده و همگان را در همه ی زمانها به ظواهر کتابش فرا خوانده است در احادیث هم به این مطلب اعتراف شده است. مشکل از بی تقوایی مردمان است که قرآن هم بر آنها مشتبه می شود وسبب فجایع میشوند.

 

پرسش: شما مرتبا  تاکید می کنید که کسی نتوانسته است مثل آن بیاورد, گیرم که کسی نتوانسته , مگر نباید مردم معجزه را معجزه بدانند؟
اگر مردم معجزه را خرق عادت ندانند که به آن معتقد نمی شوند.
چند نفر از جمعیت غیر مسلمان دنیا در سال بخاطر زیبایی قران ویا زیبایی عددی آن مسلمان میشوند؟
شما اگر برایت حقیقت مهم باشد باید زیبایی کتابت را به 100 نفر در 100 کشور متفاوت دنیا نشان دهی وبگویی ببین چقدر زیباست واعجاز عددی دارد وچنین وچنان
اگر از 100 نفر تعدادی قابل توجهی ایمان آوردند آنگاه می توانی معجزه بودن قرانت را موثر بدانی وآنا بدلیل عدد و... زیبا به حساب بیاوری
ادامه دارد...

 

پاسخ: اعجاز عددی جدید است هنوز هم داره کشف میشه به همه هم نشان داده نشده.
لازم نیست که همه ی مردم اعجاز را اعجاز بدانند. آنهایی که اعجاز 19 را بفهمند و قبول کنند به درجات زیبا و بهشت برین می رسند اگر خدا بخواهد و آنهایی که بفهمند و نپذیرند به فلاکت و جهنم گرفتار میشوند.
آنهایی که آن را ندیده اند یا برایشان معجزه نیست بر اساس داشته هایشان و بر اساس فطرت و میزان عقل وفهم واختیارشان مسوولیت دارند.
اگر خدا میخواست میتوانست همه را یک امت قرار دهد ولی متفاوت کرد تا بیازماید...:
ترجمه ی 5:48 :
سپس ما این کتاب آسمانی را به حقیقت بر تو نازل کردیم، که کتاب های آسمانی پیشین را تصدیق می کند و جایگزین آنهاست. تو در میان آنها بر طبق آیات خدا حکم کن و از خواسته هایشان چنانچه برخلاف حقیقتی است که بر تو آمده است، پیروی نکن. ما برای هر یک از شما قوانینی مقرر کرده ایم و آداب و رسوم متفاوت. اگر خدا می خواست، می توانست شما را یک امت واحد قرار دهد، ولی او این چنین از طریق آیاتی که به هر یک از شما داده است، شما را امتحان می کند. باید در پرهیزکاری رقابت کنید. سرنوشت نهایی شما- همگی شما- به سوی خداست. سپس، او شما را از آنچه اختلاف کرده بودید، آگاه خواهد کرد. 

 

پرسش: اگر هر عددی را بر عدد 19 تقسیم کنید، باقیمانده این تقسیم عددی خواهد بود کوچکتر از 19. و برای اینکه آن عدد اولیه بر 19 بخش پذیر باشد تنها کافی است اختلاف میان عدد 19 و عدد باقیمانده را با عدد اولیه جمع کنید. یعنی در کتاب بالا کافیست بجای 12519711 بار استفاده از واژه پ سه بار دیگر از آن استفاده کنید که در مجموع بشود 12519714 بار، از آن لحظه به بعد تعداد تکرار واژ پ بر 19 بخش پذیر خواهد بود.

بنابر این روشن است که تقسیم پذیر بودن دفعات تکرار یک واژ، کلمه یا هر چیز دیگر بر یک عدد خاص، علی رغم اینکه افراد ساده نگر را شگفت زده میکند ابداً حتی کار دشواری نیست چه برسد به اینکه معجزه باشد. برای اینکه هر کتاب نوشته شده به زبان عربی را به کتابی تبدیل کرد که تعداد حروف استفاده شده در آن همگی بر عدد 19 بخش پذیر باشند نهایتاً میتوان با اضافه کردن حد اکثر یک صفحه به آن کتاب، به این مهم دست یافت، لذا اینکار حتی اگر واقعی هم باشد ابدا کار دشواری نیست و همچون طراحی یک جدول کلمات متقاطع تنها به اندکی دقت لازم است. البته اگر نویسنده مجاز باشد مانند قرآن از حروف مقطعه نیز استفاده کند که دیگر این کار فوق العاده آسان خواهد شد و به دقت

 

پاسخ: آنهایی که اعجاز ریاضی قرآن را از این نوع می دانند حقا ساده اندیش هستند. یک فرد با سواد اندک هم اینهایی را که شما گفتید می داند. پس بعید نیست که آنهایی که اعجاز ریاضی قرآن را چنان جلوه می دهند کافر و لجوج باشند شاید هم به آنها بد فهمانده اند و خودشان دنبال حقیقت نمی روند.

نویسنده مجاز است که از حروف مقطعه مثل "ق" یا "عسق" ... استفاده کند وآنچه را ادعا می کند بیاورد. به اعجاز حرف مقطعه "ق" - "نون" - "عسق" - طرح ریاضی "بسم الله الرحمن الرحیم" و ... در سمت راست وبلاگ مراجعه کنید. من همه ی این احتمالات که مثلا چند آیه یا صفحه اضافه کنیم تا تعداد فلان حرف را درست کنیم را فرض کرده ام ولی باز هم میگویم اعجاز!
مقالاتی را هم در قسمت "طرح ریاضی بسمله" و قسمت "اعجاز 19 و نماز" نقد کرده ام.

 

پرسش: وقتی من وامثال من قران را می خوانیم که غیر از تکرار ملال آور بعضی مطالب ودادن وعدههای دور ودراز بعد از مرگ و عمدتا جنسی وتهدید به قتل وکشتار وگمراهی چیزی در آن نمی بینیم , هر چند به فرض گفته شما مبنی بر اعجاز عددی درست باشد
منظورم اینست که این اعجاز وخصوصا این اعجاز عددی که میگویید باید اثری داشته باشد در دل انسانهای نامسلمان
در حالی که مثلا در سال گذشته در ل دنیا حدودا 10 تا 100 نفر از پدر ومادر غیر مسلمان , مسلمان شده اند
در حالی که فقط در نیشابور 6000 نفر از قران بر گشته اند وبه انجیل روی آورده اند و مسیحی شده اند(آمار مراکز رسمی نظامی) تازه این غیر از کسانی است که سالهاست مسلمانند ولی اکنون دیگر هیچ اعتقادی ته دلشان به اسلام ندارند وفقط سکوت کرده اند.
پس میبینیم که از نظر بازخورد خیلی ها چیزی که شما آنرا معجزه دیدی , معجزه نمی دانند وچه بسا برگشته اند

 

پاسخ: وقتی من و امثال من قرآن را میخوانیم به زیبایی لذت می بریم حتی آیاتی که مکررا با آنها برخورد دارم. درک میکنم که بعضی یا بسیاری از مذهبیون مثل شمایند و علت آن چه بسا قدر ندانستن خدا و کلام خدا و بیتوجهی به یکتایی آن و آرامش بخشی آن است که ذکر خداست. اعجاز معنوی قرآن را یکتاپرستان درک میکنند که هر بار میخوانند احساس میکنند همان لحظه نازل شده. اهل علم و عوام اگر موحد و باتقوا باشند اعجاز معنویش را درک میکنند اما اعجاز لفظی و معنایی و علمی و عددی غالبا برای اهل علم قابل درک است. چنان که اعجاز موسی برای ساحران بیش از عوام معلوم شد. اهل علم بعضی میپذیرند و بعضی نه و پایه ی پذیرش تقوا واعتقادحقیقی به مبدا ومعادست. عوام هم در حیطه ی خود در امتحانند(5:48). بنابراین ارقامی که ارائه داده اید اگر درست باشند پاسخش داده شد. مرتبط نبودن فهم معجزه با انگیزه های درونی به سلب اختیار از انسان می انجامد(تامل کنید!!!!) البته آمارهایی هم هست که افراد به حقیقت قرآن پی میبرند وآنرا می پذیرند. من در تالارهای گفتگو دیده ام که بعضی اسما مسیحی بودند و تحقیقا به قرآن ودفاع از اعجاز آن می پرداختند. شاید آینده متفاوت باشد و شما هم اعجازش را...

والله اعلم والحمد له.

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حجت الله کثیری

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ‌ با سلام و عرض ادب و احترام لطفا در مورد 2 بار مردن یا یک بار و اختلاف ظاهری در این آیات حقیر را رهنمایی فرمایید إِلاَّ مَوْتَتَنَا الْأُولَى وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ‌ (59) جز همان مرگ نخستين خود ؟ و ما هرگز عذاب نخواهيم شد ؟ ! ﴿الصافات‏، 59﴾ إِنْ هِيَ إِلاَّ مَوْتَتُنَا الْأُولَى وَ مَا نَحْنُ بِمُنْشَرِينَ‌ (35) « جز مرگ نخستين ، ديگر [ واقعه‏اى ] نيست و ما زنده شدنى نيستيم . ﴿الدخان‏، 35﴾ قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ‌ (11) مى‏گويند : « پروردگارا ، دو بار ما را به مرگ رسانيدى و دو بار ما را زنده گردانيدى . به گناهانمان اعتراف كرديم ; پس آيا راه بيرون‏شدنى [ از آتش ] هست ؟ » ﴿غافر، 11﴾ من الله توفیق

حجت الله کثیری

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ‌ با سلام و عرض ادب و احترام مهدی جان آیا کسی بار گناه دیگری را به دوش میکشد؟ چه رازی در "وزر " و "ثقل" نهفته است؟ وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَ إِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا لاَ يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْ‌ءٌ وَ لَوْ کَانَ ذَا قُرْبَى إِنَّمَا تُنْذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَ أَقَامُوا الصَّلاَةَ وَ مَنْ تَزَکَّى فَإِنَّمَا يَتَزَکَّى لِنَفْسِهِ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ (18) و هيچ بار بَردارنده‏اى بار [ گناه ] ديگرى را برنمى‏دارد ، و اگر گرانبارى [ ديگرى را به يارى ] به سوى بارش فرا خواند چيزى از آن برداشته نمى‏شود ، ...... ﴿فاطر، 18﴾ و به نوعی دیگر ﴿الأنعام‏، 164﴾/﴿الإسراء، 15﴾/﴿الزمر، 7﴾/﴿النجم‏، 38﴾ وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَ أَثْقَالاً مَعَ أَثْقَالِهِمْ وَ لَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا کَانُوا يَفْتَرُونَ‌ (13) و قطعاً بارهاى گران خودشان و بارهاى گران [ ديگر ] را با بارهاى گران خود برخواهند گرفت ، و مسلّماً روز قيامت از آنچه به دروغ برمى‏بستند پرسيده خواهند شد . ﴿العنكبوت‏، 13﴾

حجت الله

به نام خدا و با سلام و تشکر از پاسخ های ارزشمندتان آقا مهدی سوالم از ثقل و وزر این بود که در 5 آیه فرموده : هیچکس بار "وزر" دیگری را بدوش نمی کشد. اما در13 عنکبوت فرموده که بار" ثقل" دیگران را بدوش می کشد؟ ارادتمند و کوچک شما من الله توفیق

حجت الله

باسلام مجدد مهدی جان این پاور پوینت مربوط به بعد چهارم قرآن است؟ خیلی جالبه ! اما حقیر خیلی ازش سر در نیاوردم لطفا اگه مطلبش مورد تایید شماست . نظرتان را بیان فرمایید من الله توفیق لینک مستقیم https://sites.google.com/site/hkasiry/hojjat/file/%D8%A8%D8%B9%D8%AF%20%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF.ppsx?attredirects=0&d=1 آدرس سایت فایلی با نام بعد چهارم قرآن مجید https://sites.google.com/site/hkasiry/hojjat/file

علیرضا

با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز پاسخ به نظرات را هم خوب و با حوصله جمع بندی کرده و هر یک را با حوصله جواب قشنگی داده داید فقط آنچه که در باره ناسخ و منسوخ در قرآن به نظرم میرسد این است که در قرآن آیه ای نداریم که توسط آیه دیگر منسوخ شده باشد اگر بود خود قرآن به آن اشاره میکرد مانند تغییر قبله از بیت المقدس به مکه مکرمه. اگر هم ناسخ و منسوخی بوده میشه گفت که آیات قرآن کریم منسوخ کننده ای خیلی از آیات تحریف شده قبلی در انجیل و تورات میباشد نه اینکه آیه در قرآن توسط آیه دیگر منسوخ شده باشد. متشکرم [گل][گل]

حجت الله کثیری

به نام خدا و با سلام خدمت شما دوست محقق قرآنی این نظر حقیر پیرامون راسخون است اما متاسفانه در موضوعات پیداش نکردم! نکته اصلی در آیه متشابه این قسمت است: "فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ" و زیغ در قلب حتی محکم را هم متشابه می کند؟! چون خداوند که معلوم نکرده کدام آیه محکم است و کدام متشابه!؟ ضمن اینکه باز نظر شخصی خودم اینست که آیه را باید با وقف ترجمه کرد. به این صورت که تاویل آیات متشابه را فقط خدا می داند وبس. قسمت بعد آیه خبری است:و راسخون در علم می گویند:ما بدان ايمان آورديم ، همه از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان پند نمي گيرند. و دلیلم اینست که راسخون 2 بار آمده(7 عمران و 162 نسا’) با راسخ شدن در علم هم نمی توان به تاویل رسید و چون فقط خدا می داند می تواند از طریق وحی رسولانش را آگاه کند(مانند یوسف) با تدبر در 15 آیه مرتبط با تاویل نتایج فوق تثبیت می شود. و در 1400 سال گذشته هم راسخون در علم فقط توانسته اند ثابت کنند که کلام،کلام خداست اما ندیدم کسی تاویل آیه کند. هو العلیم من الله توفیق

حسین/اهل سنت بر سر دوراهی

سلام- به نرم افزاری ساده جهت محاسبه ی ابجد کبیر و صغیر نیازمندم. اگر زحمتی نیست لینک دانلود آن را بدهید. من قبلا یکی داشتم ولی خراب شد و حالا هرچی میگردم پیدا نمیکنم و اونایی هم که پیدا میشه ، یا دانلود نمیشه و یا اینکه خراب از آب در میاد! اگر محبت کنید و یه نرم افزار دانلودی سالم بهم معرفی کنید ، ممنون میشم. باتشکر

حجت الله کثیری

به نام خدا باسلام خدمت استاد عزیزم بعضی وقتها می گم چگونه این انسان می تونه اینقدر.......باشه؟ بعد یادم می افته که نه شیطان هم باهاش هم دست میشه! آخه اون کسانی که فکر می کنن می تونه در قرآن کریم آیه ای باشه که بی اعتبار شده باشه(منسوخ) پس دیگه چه لزومی داشته که خدا اون ایه را بگذاره باشه و به بنده اش هم بگه تا می تونی قرآن بخوان؟؟!! حتی یک قانون گذار با 2زار سواد هم میدونه که وقتی قانونی منسوخ میشه دوباره نباید بیارتش و مرتب حفظش کنه؟؟!! سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ من الله توفیق

حجت الله

بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوست عزیزم نقل قول یک عزیز در یک جمع خوب باید حرف ها مشترک باشد . مثلا ما شیعه هستیم ، شیعه اثنی عشری هم هستیم ، ده نفرمان یک جا جمع بشوند ، می بینیم که هر کسی یک چیزی می گویند . دوباره بین این ده نفر به یک شکل دیگر این است که فقط خودش درست می گوید . انا خیَرُ مَنهُ ( من از او بهترم ) ، یعنی در قالب های متعددی این قضیه تکرار میشود . همه اش می شود – من از او بهترم - لباس اش این را می گوید ،حرفش این را می گوید ، من از او بهترم ، من از او بهترم ، دوباره دور می زند میاید و می گوید ، حرف من تعریف من درست است . میاید سر تعریف ، تعبیر ، تاویل ، تفسیر و اینها ، می گوید که فقط من درست می گویم ، بقیه را اصلا ولش کنید ، من درست می گویم ، بقیه اصلا هر چه می گویند بیخود می گویند و همینطوری این منیت می آید تا آخر ، بعد به اینجا که می رسد خطرناکتر می شود . .........ادامه

حجت الله

ادامه ... وقتی به تعبیر و تعریف و اینها می رسد می گوید که ریختن خون اون یکی مباح است ، می آید در گوش افراد می گوید (منظور شیطان می گوید ) ، ببین این که این راه را دارد میرود ، حق در خطر است ، تو باید حق را نجات بدهی . در گوش ابن ملجم مثلا می گوید در خطر است ، تو باید حق را نجات بدهی ،بجنب و شمشیرت را تیز کن ، جلویش را بگیر خفه اش کن ، خونش مباح است و... بعد می بینیم که در هند این اون را می کشد فلان جا .... شیعه و سنی چقدر کشته شدند ، جنگ های صلیبی و در همه ای دنیا چه اتفاقاتی افتاده و می افتاد . بعد می آید می گوید بنام حق در مقابل حق ، ابن ملجم ها را درست می کند ، یهوداها را درست می کند . خلاصه کلام خودمان پای همدیگر را گرفتیم و او ( شیطان ) هم همین جوری دارد به اصطلاح به ریش مان می خندد و ما نمی دانیم چه خبره ، فقط توی دلمان خوشحال هستیم که ظاهرا داریم در راه خدا قدم می زنیم . فردا یقه مان را می گیرند و بعد می بینیم که ما نه تنها در راه خدا نبودیم بلکه دقیقا زیر علم او ( شیطان ) بودیم . همان غرورمذهبی،همان غرورباخدا بودن،همان غرورفهمیدن و...همه ی اینهاسرچشمه ومحوراصلی اش همان*من از او بهترم*است .