آنها که خداوند دوستدار هدایتشان است

 

پیام هفته ی وحدت

 

« وَ اُرْدُدْ إِلَى اَللَّهِ وَ رَسُولِهِ مَا یُضْلِعُکَ مِنَ اَلْخُطُوبِ وَ یَشْتَبِهُ عَلَیْکَ مِنَ اَلْأُمُورِ فَقَدْ قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى لِقَوْمٍ أَحَبَّ إِرْشَادَهُمْ یا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اَللَّهَ وَ أَطِیعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِی اَلْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اَللَّهِ وَ اَلرَّسُولِ فَالرَّدُّ إِلَى اَللَّهِ اَلْأَخْذُ بِمُحْکَمِ کِتَابِهِ وَ اَلرَّدُّ إِلَى اَلرَّسُولِ اَلْأَخْذُ بِسُنَّتِهِ اَلْجَامِعَةِ غَیْرِ اَلْمُفَرِّقَةِ » 

 

ترجمه: چون کارى بر تو دشوار گردد و شبهه آمیز شود در آن کار به خدا و رسولش رجوع کن . زیرا خداى تعالى به قومى که دوستدار هدایتشان بود ، گفته است : « اى کسانى که ایمان آورده ‏اید از خدا اطاعت کنید و از رسول و اولی الامر خویش فرمان برید و چون در امرى اختلاف کردید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید به خدا و پیامبر رجوع کنید . » رجوع به خدا ، گرفتن محکمات کتاب اوست و رجوع به رسول ، گرفتن سنت جامع اوست ، سنتى که مسلمانان را گرد مى ‏آورد و پراکنده نمى‏ سازد .

 

مطلب فوق از امام علی علیه السلام در نامه ی 53 است که به استناد قرآن وخطاب به جناب مالک اشتر، رجوع به خدا ورسول را راه نجات از شبهات دانسته اند.  نکته مهم در سخن فوق  آن است که منظور از  رجوع به خدا را، رجوع به محکمات قرآن ومراد از سنت پیامبر را آن چیزی تعریف فرموده که مایه ی اتحاد امت است نه افتراق! وهمین نکته است که مورد غفلت واقع شده(در جزئیات فرو رفتن) وسبب تفرقه در دین الهی شده(در طول تاریخ) ومی شود. بنابراین حتی اگر ارکان نماز وواجباتی مانند قرائت ویا عدد طواف دور خانه ی کعبه وچند مورد دیگر(نمی گویم چندین مورد دیگر) با اعجاز ریاضی قابل اثبات نباشد واگر توسط پیامبر ابراهیم علیه السلام نیز قرار داده نشده بود باز پذیرش آن از طریق سنت پیامبر خاتم حل کننده مشکل است زیرا شیعه وسنی در چنین مواردی اختلافی ندارند. 

 

بنابراین ، قانون وقاعده؛ همان پیروی از کتاب خدا وسنت پیامبر گرامی می باشد با دو شرط: ا- در نظر داشتن توحید ویاد خدای یگانه در تمام اعمال واحکام و2- تطبیق دادن احکام با عقل وقرآن وسنت به نحوی که در مورد قرآن؛ ملاک، ظاهر آیات قرآن برای کشف احکام باشد(در سخن علی علیه السلام نیز کلمه ی محکمات آمده والبته در مسائل اخلاقی وعلمی کشف باطن قرآن بی اشکال بلکه خوب است) ودر مورد سنت؛ سنت جامع باشد.

 

با این همه اگر باز هم اختلافی در احکام  وکشف آنها پیش آمد چنان که هست لیکن زاویه ی نگاه ما به آن احکام باید که فرعی باشد نه اصلی! وبدانیم که محور دعوت رسولان ایمان به خدا ومعاد ، پیروی از فرستادگان الهی، ارتباط با خدا، کمک به هم نوعان، اهتمام به فضایل اخلاقی ومانند آنها بوده ومی باشد.

 

به صورت دیگری هم می توانیم مطلب را تبیین کنیم وآن این که پاره ای از احکام که در قرآن نیامده وتوسط پیامبر گرامی قرار داده شده واطاعت از آن واجب بوده به جهت رئیس حکومت بودن ایشان بوده است وبنابراین در دوره های بعد به اختیار اولی الامر وحاکم اسلامی که شرایط لازم را داشته باشد خواهد بود. مثالهایی که گفته شد نیز(جزئیاتی از نماز وحج) را می توانیم به حساب همین احکام حکومتی بگذاریم لیکن اولی الامر غالبا نیازی به تغییر آن ندانسته اند وبهترین شیوه را پیروی از پیامبر که اسوه ای نیکوست دانسته اند وباور من هم همین است لیکن نقاط ضعف موجود را باید بر طرف کنیم واز خدا بخواهیم که ما را به صراط مستقیم هدایت فرماید چرا که هدایت فقط به دست خداست:

[28:56] انک لا تهدی من احببت ولکن الله یهدی من یشاء وهو اعلم بالمهتدین

تو نمی توانی کسانی را که دوست داری، هدایت کنی. تنها خداست که بر طبق خواست خود و بر طبق علم خود کسانی را که شایستگی هدایت دارند، هدایت می نماید.

You cannot guide the ones you love. GOD is the only One who guides in accordance with His will, and in accordance with His knowledge of those who deserve the guidance

سلام بر شما وبر رسولان وبندگان برگزیده ی خدا که بشارت دهنده وبیم دهنده هستند والحمد لله که هدایت کننده است.

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
اسکندر مرادی

بسم الله سلام اولی الامر در قرآن دوبار عبارت "اولی الامر" در قرآن آمده است.آیات 59 و 83 سوره النساء. اطاعت از اولی الامر در آیه 59 آمده است.برخی از این آیه نتیجه میگیرند که اطاعت از اولی الامر بدون قید و شرط است.اگر ترتیب و پیوستگی آیات هر سوره و کلیت قرآن را در نظر بگیریم به این نتیجه نمی رسیم. بعلت وجود "اولی الامر" در آیه 83 معلوم میشود که افرادی تحت این عنوان در زمان رسول الله وجود داشته اند.ایشان معصوم نبوده اند.چگونه پس از رحلت رسول الله افرادی تحت همین عنوان معصومند؟ در آیه 59 دو بار "اطیعوا" آمده است و در پایان آیه عبارت "ذالک خیر و احسن تاویلا". در آیه 59 دوبار "الرسول" آمده است یک بار پس از "اطیعوا" دوم و بار دیگر پس از وقوع تنازع درکنارالله. بنظر می آید در آیه 59 فرمان "اطیعوا الله" با عبارت "اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول" تاویل میشود.عبارت "اطیعوا الله" بتنهایی معلوم نمی کند که چگونه از خداوند باید اطاعت کرد. ادامه در پیام بعدی...

اسکندر مرادی

ادامه از پیام قبلی... البته تاویل مختصر و مفید برای "اطیعوا الله" همان "اطیعوا الرسول" است.چنانکه در بعضی آیات نیز داریم :"...اطیعوا الله و اطیعوا الرسول..."(سوره مائده آیه 92).ولی آیه 59 سوره النساء کاملترین و بهترین تاویل را ارائه میدهد.این خود بسبب نزول تدریجی قرآن بر رسول الله است. در حالت عمومی و پیش فرض مومنین باید اختلافات را خدمت رسول الله ببرند تا ایشان بنا بر "رسالات" الهی و اشراف کلی خود بر پیام الهی (الذکر) قضاوت کنند...انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم...نحل آیه 44 . با اضافه کردن حالات استثنایی و در یک حالت عمومی فراگیر باید گفت اختلافات بین مردم و یا بین مردم و اولی الامر و حتی شکوائیه به خداوند پس از شنیدن نظر رسول الله (مورد ذکر شده در سوره مجادله) با "رساله" و پیام (جدید یا پیام قبلی) بر رسول الله مرتفع میشود. ادامه در پیام بعدی...

اسکندر مرادی

ادامه از پیام قبلی... "الرسول" در یک موقعیت زمانی و مکانی خاص با " الرسول" در موقعیت زمانی و مکانی دیگر فرق دارد و دلیل آن نیز نزول تدریجی قرآن است.این همان تفاوت "الرسول" جدا و "الرسول" همراه "الله" در آیه 59 است.این روش خود عاملی است برای تربیت تدریجی مسلمین در اطاعت از "رسالات الله".تا پس از رحلت رسول الله اختلافات مومنین مرجع اصلی داشته باشد. اما پس از رحلت رسول الله در خواندن قرآن و مرجع قرار دادن آن روشی معتبر و مستقل از افراد لازم است.روشی که خود رسول الله نیز تابع آن بوده اند. تکه تکه و گزینشی خواندن آن مفید نخواهد بود و به اختلافات دامن زده خواهد شد.باید ترتیب و پیوستگی آیات در هر سوره و کلیت قرآن را رعایت کرد.تا بر ما نیز الذکر (بینش کلی) حاصل شود. والسلام